<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>The official weblog of Paria Rahimi</title>
<link>http://pariarahimi.blogfa.com/</link>
<description>جملات تحسین آمیز صرف که نقد خاصی ندارد یا نظراتی که سرسری و بدون مطالعه ی وبلاگ ثبت شده اند پاک میش </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 04 Mar 2010 15:42:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تک مضراب</title>
<link>http://pariarahimi.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>  شما می توانید جهت استفاده از مطالب این وبلاگ به آرشیو موضوعی نگاهی بیفکنید 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                             همراه با سپاس&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                                    پریا.ر&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 04 Mar 2010 15:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pariarahimi&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>pariarahimi</dc:creator>
<guid>http://pariarahimi.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما مسلمانیم می توانیم / چه گونه جهانی شویم ... ( اثر برگزیده ی شهر تهران در همایش ملی ما می توانیم )</title>
<link>http://pariarahimi.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پان اسلامیزم در دنیای انفورماتیک&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    پیش از نگاشتن هر چیز شما را به خواندن نقل قول هایی از رابرتسون&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;[1]&lt;/A&gt; و گیدنز&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;[2]&lt;/A&gt; دعوت می کنم : « جهانی شدن درهم فشرده شدن همزمان جهان و تراکم آگاهی نسبت به جهان به عنوان یک کل واحد است ».&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  « جهانی شدن  پیامد مدرنیته است و آن (تشدید روابط اجتماعی جهانی) است. همان روابطی که موقعیت‌های مکانی دور از هم را چنان به هم پیوند می‌دهد که هر رویداد محلی‌ای تحت‌تأثیر رویدادهای فوق‌العاده دورتر شکل می‌گیرد » .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   جهانی شدن در ابعاد مختلفی صورت می پذیرد که مهمترین، پیشرفته ترین  و نخستین نوعش اقتصادی است به نحوی که بازاری محلی را به بازارهای بزرگ جهانی پیوند می دهد. در ابتدا جهانی شدن در بر دارنده جهانی شدن تولیدی و معاملات مالی بود و امروزه ابعاد جدیدی چون ظهور شرکت‌های چندملیتی، جابجایی‌های عظیم سرمایه در سطح جهان، نیروی کار جهانی و تقسیم کار بین‌المللی پیدا کرده است .  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   دیگر بعد شاخص جهانی شدن بعد سیاسی آن است که ازجمله پیامد های آن به انگار گیدنز «ملیت‌های بدون دولت» است .  این شاید نوعی آنارشی ای باشد که انسان سال هاست در ذهن خود می پروراند !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   دیگر جنبه ی جهانی شدن فرهنگی است ، باور بسیار رایجی که وجود دارد این است که جهانی شدن به معنای حذف فرهنگ های محلی است ، چرا که از قدرت هنجاری فرهنگ‌های غربی برخوردار می‌باشد .  پرداخت به چون این افکاری است که مسئولان دولتی را به جبهه گیری وا می دارد . شاهدش؟!  برخورد با مک‌دونالیزه شدن&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref3&gt;[3]&lt;/A&gt; .  ولی چون این اندیشه ای زمانی پرورده می شود که ما مقاومت های مردمی را هیچ انگاریم ، «کلید درک تأثیر فرهنگیِ جهانی شدن، دگرگونی خود محل است&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref4&gt;[4]&lt;/A&gt;». و این دگرگونی در محل به هنگام مواجهه ی مردم با فرهنگ انتشار یافته و بازاندیشی در تاریخ، هویت و سرزمین حاصل می شود . در این باره دكتر كريم مجتهدي&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref5&gt;[5]&lt;/A&gt; می گوید : «شناختن غرب، غربي شدن نيست. غرب شناسي خودشناسي است به اين معنا كه خودمان را در مقابل مان و در آينه  غرب  بينيم».&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   آن چه تا به حال به بار نشسته ، قبول جهانی شدن به عنوان پدیده ای پسا پست مدرن و مقبول است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   این درست همان ایده ای است که محمد نبی 1400 سال پیش در ذهن می پروراند . یعنی قبل از زمانی که در اروپا دولت-ملت ها و احساسات ناسیونالسیتی بر اثر پیدایش و رشد مذهب پروتستان پا می گرفت ، زمانی که در آسیا امپراطوری ها بنا می شدند مردی در تفکر جهانی شدن بود! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   بر این باورم آن چه که می بایست معیار مرزبندی قرار گیرد نژاد و زبان نیست بلکه تفکرات است . ولی مادامی که ما عرب را ملخ خور می نامیم و روزی &quot;ی&quot; را &quot;ء&quot; می کنیم و فردایش &quot;ی&quot;  - پان اسلامیزم - اندیشه ی محمد ابتر می ماند.  تا زمانی که پنداریم «هنر نزد ایرانیان است و بس» خواب جهانی شدن را نیز نمی بینیم . اگر هنر تنها نزد ماست پس شما جنگ و صلح را چه می دانید ؟ چهار فصل ویوالدی را چه طور ؟ آثار جان فورد و هیچکاک را چی ؟ این ها صنعتند ؟! زباله اند ؟! اوه آری هر چه هستند هنر نیستند چرا که هنر فقط برای یک قوم است و بس و سایر بنی بشر یا ملخ خورند یا جانی اند یا بی احساس و ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   محمد پیامدار خدا لشکر کشی می کرد نه برای زمین خواری که برای تقسیم کردن جهان بر مبنای بینش ایده آلیستی و ماتریالیستی .  او عصبیت را دار زد ، قبایل را برادر هم کرد ،  تا یکی شدن را از نطفه بنا سازد .  چرا که او &quot;كافه اللناس&quot;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref6&gt;[6]&lt;/A&gt; بود در دعايي كه از پيامبر اكرم (ص) براي ماه مبارك رمضان نقل شده، آمده است: «اللهم اغن كل فقير؛ اللهم اشبع كل جائع؛ اللهم اكس كل عريان؛ اللهم اقض دين كل مدين؛ اللهم فرج عن كل مكروب؛ اللهم رد كل غريب؛ اللهم فك كل اسير...»&lt;BR&gt;در اين دعا از خدا مي‌خواهد كه تمام فقيران &lt;I&gt;جهان&lt;/I&gt; به رفاه برسند و تمام گرسنگان &lt;I&gt;جهان&lt;/I&gt; سير شوند و تمام برهنگان &lt;I&gt;جهان&lt;/I&gt; لباس بپوشند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درست است دعای کسی که یکمین سنگ های جهانی شدن را بنا می کند چیزی جز این نمی تواند باشد ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   و حالا ما به جای پروراندن این اندیشه اجازه می دهیم در این عصر انفورماتیک هر کسی به ظن خود و تنها بر مبنای خودخواهی جهان را باب دندان خود سازد. بی آنکه بداند شکوفه ی تئوری موهومش به بار خواهد نشست ؟ یا خیر سرما خواهدش زد ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به مقاومت الماسی که در قلبتان هست شک دارید ؟ باشد به چکش در دست من بنگرید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;   جهان اسلام 6 حوزه دارد . کانون یکی از حوزه ها عربستان است که بعد از جنبش سلفی ( بدون در نظرگیری مسائل فقهی ) باعث احیای عربستان شد .  در حوزه ای دیگر که کانون آن ایران است جنبش روحانیت باعث نجات و احیای ایران شد . حوزه ی  مالایی در جنوب شرق آسیا  از لحاظ رشد اقتصادی بسیار سریع عمل می کند. بسیاری از کارشناسان اقتصاد و توسعه بر این باورند که کامیابی‌های اقتصادی آسیای جنوب از فرهنگ این منطقه نشأت می‌گیرد. که نکته دارای اهمیتی است.  هنوز هم به درمانگری اسلام شک دارید ؟ ما باید زبان جهانی را بیاموزیم !  این را من نمی گویم این را تجربه می گوید . جهان دیده ترین فیلم ما طعم گیلاس اساسا فیلم  کم دیالوگی نیست ولی بنیادین جهانی است .  با تهدید و تخطئه جهانی نمی شویم . پیامبر خدا با شمشیر بر مردم ولایت نیافت .  با مودت و نرم خویی بر دشمنان چیره شد  و خلیفه ی خدا در زمین گردید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; امید است پان اسلامیزم روزی جهان شمول شود  و حکم خدا حاکم !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ﴿۵۵﴾ خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند وعده داده است كه حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد    نور ﴿۵۵﴾ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿۳۳﴾ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند   توبه (۳۳)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ۱۸/۲/۸۸ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;فهرست منابع&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1.      قرآن &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2.      &lt;A href=&quot;http://www.wikipedia.org/&quot;&gt;www.wikipedia.org&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3.      www.glo110.blogfa.com&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4.      جهانی شدن و فرهنگ - مجنون آموسی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5.      جهاني شدن و مسلمان معاصر - گفتاري از حسن رحيم پور ازغدي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6.      &lt;A href=&quot;http://glo110.blogfa.com/post-547.aspx&quot;&gt;چالش های فرهنگی مسلمانان و جهانی شدن - مهندس مرتضی کاظمی&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7.      &lt;A href=&quot;http://glo110.blogfa.com/post-627.aspx&quot;&gt;مک دونالدی شدن - دكتر نعمت الله فاضلي&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;BR clear=all&gt;
&lt;HR SIZE=1 width=&quot;33%&quot;&gt;

&lt;DIV id=ftn1&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;[1]&lt;/A&gt; یکی از رهبران با نفوذ &lt;A title=ایوانجلیست href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA&quot;&gt;ایوانجلیست‌ها&lt;/A&gt; در &lt;A title=آمریکا href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7&quot;&gt;آمریکا&lt;/A&gt; &lt;A title=&quot;۱۹۶۱ (میلادی)&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B9%DB%B6%DB%B1_(%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C)&quot;&gt;۱۹۶۱ (میلادی)&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn2&gt;[2]&lt;/A&gt; آنتونی گیدنز (متولد &lt;A title=&quot;۱۸ ژانویه&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B8_%DA%98%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87&quot;&gt;۱۸ ژانویه&lt;/A&gt; &lt;A title=&quot;۱۹۳۸ (صفحه وجود ندارد)&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DB%B1%DB%B9%DB%B3%DB%B8&amp;action=edit&amp;redlink=1&quot;&gt;۱۹۳۸&lt;/A&gt;) از مشهورترین &lt;A title=جامعه‌شناسی href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C&quot;&gt;جامعه‌شناسان&lt;/A&gt; &lt;A title=بریتانیایی href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C&quot;&gt;بریتانیایی&lt;/A&gt; است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn3&gt;[3]&lt;/A&gt; ایران با جلوگيري از نفوذ آمريكا اجازه توسعه مكدونالد در ايران را نمي دهد مكدونالد به علت گسترگي و قدرتي كه دارد تا باعث ورشكستگي رستوران هاي محلي نشود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn4&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn4&gt;[4]&lt;/A&gt; جان تاملینسون- جامعه شناس آمریکایی&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn5&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn5&gt;[5]&lt;/A&gt; کریم مجتهدی (زادهٔ &lt;A title=۱۳۰۹ href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B0%DB%B9&quot;&gt;۱۳۰۹&lt;/A&gt;) استاد &lt;A title=فلسفه href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87&quot;&gt;فلسفه&lt;/A&gt; در &lt;A title=&quot;دانشگاه تهران&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86&quot;&gt;دانشگاه تهران&lt;/A&gt; است.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn6&gt;
&lt;P dir=ltr&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn6&gt;[6]&lt;/A&gt; سوره ی سبأ آیه ی 28  &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 11 May 2009 19:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pariarahimi&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>pariarahimi</dc:creator>
<guid>http://pariarahimi.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>2 هایکوی جدید</title>
<link>http://pariarahimi.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>دیگر زمستان هم نیست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فصلی نو آمده&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جغد بر بام می بارد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;--------------------------------------&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوب فهمیدم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عزرائیل از شعر است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و چشمان تو شعر خداست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهمن ۸۷&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Mar 2009 09:44:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pariarahimi&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>pariarahimi</dc:creator>
<guid>http://pariarahimi.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادداشت گلشیفته فراهانی درباره زندگی و بازیگری در نشریه مشق آفتاب</title>
<link>http://pariarahimi.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;SPAN class=pn-title&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;برای آن‌ها که که دوستم ندارند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;IMG src=&quot;file:///D:/My%20Pictures/bazigaran%20va%20khanandegane%20irani/goli/1219107468big.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زماني از خودم سوال مي‌كردم اگر من وارد سينما نمي‌شدم امروز چه مي‌كردم. زماني كه 14 ساله بودم و در حياط مدرسه با دوستانم بازي مي‌كرديم و ساز مي‌زديم... همزمان تعطيل شدن با مدارس ديگر در يك ساعت دل‌هايمان را می‌لرزاند. هنوز بعد از مدرسه قبل از رسيدن به خانه گريزي به كافي‌شاپي و خوردن سيب‌زميني و نوشابه هيجان‌انگيز بود...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هسته‌هاي آلبالو را از بالاي پل‌هاي عابر به پايين پرت كردن، دوم خرداد، پخش كردن پلاكارت‌هاي تبليغاتي براي كساني كه از صميم قلب دوست داشتيم...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وقتي با سازهاي كوچك و بزرگ چون ديوانگان از قفس پريده به خيابان مي‌زديم و خيابان انقلاب پر مي‌شد از صداي سازهاي ما، سازهايي كه حتي از درون جعبه بيرون نمي‌آمدند تنها شمايل جعبه سازها كافي بود تا فضاي خيابان پر از موسيقي و شور شود...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آن زمان كه قرار بود در يكي از بهترين كنسرواتورهاي جهان سوليست شوم و بعد از بازگشت به وطنم يك مدرسه شبانه‌روزي موسيقي در شمال برپا كنم...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آن زمان كه مرتب كنسرت مي‌داديم و پدر مادرهايمان به ما افتخار مي‌كردند. در جشنواره‌هاي موسيقي مقام مي‌آورديم. همشاگردي‌هايم همه و همه از خانواده‌اي چون خانواده خودم فرهنگي و تحصيل كرده بودند. شب‌هاي تولدهايمان بعد از رقص و پايكوبي مادر پدرها با هم مي‌نشستند و از قديم حرف مي‌زدند. از زماني كه دانشجو بودند. از دانشكده هنر ملي، از ادبيات، از شعر...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چه مي‌شد اگر آن روز گرم تابستان عكس‌هاي من به دست داريوش مهرجويي نمي‌رسيد. من از بزرگترين هديه عمرم محروم مي‌شدم. آري زندگي چون سوزن‌بان، ایستگاه‌های مسير قطار مرا عوض كرد...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من در باغ‌هاي گلابي و سيب غرق شدم و چون دختري سحر شده، توسط سينما جادو شدم. من سوار بر درختان ميوه و بال‌زنان بر رودهاي دماوند تاختم و ديگر به زندگي گذشته‌ام بازنگشتم. در خزان محله مبارك آباد دماوند. در ساختن بادبادك‌ها و دزديدن سيب‌هاي قرمز باغ همسايه، در گردو شكستن‌ها، در هم‌صحبتي با محمود كلاري، علی كني... زمانی که نمی‌دانستم رسالتی انجام می‌دهم که بزرگ‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کردم و اين به تمام صدماتي كه به من خورد مي‌ارزيد ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هنگامي كه نمي‌فهميدم دوستاني كه دو ماه كامل سر فيلمبرداري با آنها زيسته بودم و از آنها آموخته بودم چرا بايد براي هميشه در غبار زمان محو شوند... زير سرم‌ها و در بيمارستان‌ها تنها گريه مي‌كردم و نام دوستانم را در گروه زير لب زمزمه مي‌كردم و زماني كه دوباره به زندگي قديم خود بازگشتم ديگر بازي‌هاي هنرستان برايم جذاب نبود.دوستانم همه كودك شده بودند و من در ميان 25 همشاگرديم تنها ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ذهنم در حرف‌هايي بود كه شنيده بودم. چيزهايي كه ديده بودم. صحبت راجع به فلسفه زندگي، عشق، درد، شعر، ديگر كسي مرا نمی‌فهميد ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و سه سال بعد كه بليت سفرم در دستم بود و خانه‌ام در وين اجاره شده بود مادرم را كنار كشيدم و گفتم: من نمي‌خواهم بروم... اين راه، راه من نيست!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مادرم هاج و واج مرا نگاه كرد و هيچ نگفت. انگار بارها اين صحنه را در خواب‌هاي خود ديده بود كه آنقدر پافشاري مي‌كرد من نروم سر فيلم درخت گلابي.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ادامه دادم: من نمي‌خواهم مخاطبينم قشر مرفه روشنفكري باشد كه معمولاً به ريستال‌هاي پيانو مي‌روند... من عاشق موسيقي راك هستم... وقتي خوانندگان متال مورد علاقه‌ام دردهايشان را فرياد مي‌كشيدند من چنان خالي مي‌شدم كه هيچ ربطي به شوپن و موتسارت نداشت... مادرم من مي‌خوام براي مردم عام كار كنم... مادرم اشك در چشمانش درخشيد و هيچ نگفت و من از آن سال به رودخانه سينما افتادم. رسالت بزرگ سينما...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لذت هديه كردن لحظه‌اي از خودت به تماشاچي. هديه‌اي كه هرگز پس نخواهي گرفت. نمي‌داني اين هديه، اين رود به كجاها خواهد رفت. نمي‌داني چه كساني را سيراب و چه كساني را غرق مي‌كند... حتي شايد سال‌هاي سال بعد، زماني كه ديگر خودم از اين آب خارج شدم جوي باريكي هنوز در سر پاييني تپه‌اي به سوي گلي مي‌رود و آن گل را سيراب مي‌كند. رسالت هنر همين است...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مگر فروغ زماني كه شعر مي‌گفت مي‌دانست 50 سال بعد از او هنوز زن‌ها با شعرهايش زنده مي‌شوند و قدرتمند. مگر شاملو مي‌دانست، زماني كه خود را در اتاقش حبس كرده بود و تنها اشعارش را با ضبط صوتي ضبط مي‌كرد و امروز جوانان در كوه‌هاي شمال تهران به اشعارش گوش مي‌دهند و جان مي‌گيرند... مگر اساتيد موسيقي ما مي‌دانستند كه با نواي صوت چنان حركتي ايجاد مي‌كنند. و من، من كوچك، من نوپا،كه كوچك‌تر از آنم كه اسمم كنار اين عزيزان بيايد، با خودم عهد كردم كه بازيگر نباشم... سلحشور باشم كه به ميدان جنگ مي‌رود. مهم پيروز شدن نيست، مهم جنگيدن است. براي مردمي كه حتي شايد دوستم نداشته باشند...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هنر مانند آفتاب است مانند درخت. حتي به كساني كه دوستت ندارند هم بايد به همان اندازه درخشان بتابي... حتي به كساني كه با تبر قرار است قطعت كنند هم همان‌قدر سايه دهي، ذات هنر اين‌ است ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و من بازي كردم و كردم. از خيلي مسائل گذشتم براي اهداف بزرگتر. رسالت سينما برايم آنقدر ارزشمند است كه هرگز براي پول كار نكردم. هرگز. بزرگترين چيزي كه به آن فكر كردم اين بود كه این فيلم چه تاثيري خواهد داشت... نه براي امروز كه براي فرداهايي دورتر... و نتيجه هم حاصل شد. هنوز كه هنوز مردم از بوتيك ياد مي‌كنند. از اشك سرما. و با وجود اشتباه‌هايي هم كه داشته‌ام اميدوارم تعداد اين فيلم‌ها براي من بيشتر و بيشتر شود...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سنتوري تا ابد در ذهن تماشاگرانش خواهد بود... درد علي سنتوري درد جوانان كشور است... درد ستاره فيلم ديوار... درد سپيده در ميم مثل مادر... نمي‌دانم دنياي امروز به سياست‌مداران همانقدر نيازمند است كه به هنرمند. اگر حافظ يا سعدي قانون‌گذار كشور بودند، اگر نيماها، سهراب‌ها، حسين عليزاده‌ها،‌ داريوش مهرجويي‌ها، كمال الملك‌ها، اگر بهرام‌ بيضايي‌ها مردم را هدايت مي‌كردند،زندگي چگونه مي‌شد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دنياي امروز ما بيش از هر چيز به هنر نياز دارد. هنري كه روح تمامي انسان‌ها را جلا مي‌دهد و شاد مي‌كند. هنري كه ما ملت ايران بيش از هر ملتي به آن نيازمنديم چون با هنر زاده شديم و با هنر خواهيم مرد... شعر در خون ما است... همانطور كه عشق... همانطور كه موسيقي...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من هم به اندازه مورچه كوچكي گوشه‌اي از اين ريسمان هستم. ريسماني كه مي‌تواند آنقدر قوي باشد كه ميليون‌ها انسان‌ها را از منجلاب ترس، غم، ناراحتي بيرون كشد. و اميد دهد به روزهاي سبزتر. روزهايي كه پر از شعر است و رنگين كمان. پر از مهر و عشق. عشق بي‌انتظار... چرا كه هنرمندان كساني هستند كه بي‌انتظار عشق مي‌ورزند. من در مقابل تمام زجرهايي كه در هر فيلمي كشيدم هيچ انتظاري از مخاطبينم ندارم هيچ... حتي شايد با گوجه فرنگي و تخم‌مرغ از من استقبال كنند ولي من تمام خودم را گذاشتم... هديه‌اي كه هرگز پس گرفته نمي‌شود. عاشقانه به خاكم، به مردمم، عشق مي‌ورزم و هرچه كردم براي آنها بوده و خواهد بود...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بي‌انتظار&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بي‌انتظار&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بي‌انتظار&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من دست كساني كه مرا دوست ندارند را هم محكم‌تر مي‌بوسم و سعي مي‌كنم براي آنها بهتر و بهتر بازي كنم. بيشتر و بيشتر تلاش كنم...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با &lt;FONT color=#ff6699&gt;عشق&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;گلي&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT class=pn-normal&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT class=pn-normal&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT class=pn-normal&gt;&lt;FONT color=#3366ff&gt; &lt;I&gt;ماهنامه مشق آفتاب&lt;/I&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 Aug 2008 15:52:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pariarahimi&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>pariarahimi</dc:creator>
<guid>http://pariarahimi.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقدی بر رمان و فیلم بادبادک باز</title>
<link>http://pariarahimi.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; این مطلب تاکنون در روزنامه ی بانی فیلم به چاپ رسیده است&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;خلاصه داستان &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;داستان ماجرای مرد جوان افغانی است که همراه با همسرش در سان فرانسیسکو زندگی میکند. او به سبب صحبت با یکی از دوستان قدیمی و تماشای چند بادبادک در آسمان ( سمبل عالم بچگیش ) به یاد خاطرات دوران کودکی و نوجوانیش می افتد. او تا 18 سالگی همراه با پدرش در خانه ای اشرافی واقع در کابل زندگی می کرده است و پس از حمله ی روس ها به پاکستان می روند و اندکی بعد برای همیشه به آمریکا سفر می کنند. در دوازده سالگی اتفاقی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;در زندگیش می افتد که تا سال ها روان او را تحت شعاع خود قرار می دهد و آن تجاوز پسری ( آصف ) به دوست یا برادر ناتنی نامشروع یا پسر خدمتکار پدرش&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;- حسن – است که امیر به سبب روحیه ی محافظ طلبانه اش تنها به نظاره ی این عمل می نشیند و سال ها بعد آگاه می شود که آصف اکنون پسر حسن ، سهراب را نیز مورد تعدی خود قرار داده است. او سهراب را بعد از پذیرش رنج های بسیار از افغانستان به آمریکا می برد و به فرزند خواندگی خود می پذیرد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;نقد رمان &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;باد بادک باز ( &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;The kite runner&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;( &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;اولین رمان نویسنده ی افغان ، «خالد حسینی» است که با فروش بالا و ترجمه به حدود 40 زبان دنیا رمان موفقی به شمارمی آید . کتاب&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;دل من را نیز به دست آورد. حداقل تا میانه خالد حسینی متقاعدم کره بود که باید کتابش را دوست بدارم. هر چند که زبان آن مشابه هیچ کدام از نوشته های عسلین افغانی نبود که تا پیش از آن خوانده بودم چون اصلا کتاب ترجمه بود و در طول داستان خلا آرایه را &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;، که خوراک&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;باب دندان مزاج ایرانی ام هست ، احساس می کردم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;اما بخش دوم کتاب، که آغازش را زندگی امیر در آمریکا قرار می دهم ، من را به یاد کتاب ویترین نشین این دو سال اخیر، عطر سنبل عطرکاج انداخت و تکرار عبثی بود که سردرگمی داستان در این برهه کمکی به ضدحال وارد شده به حالم نکرد. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;تا آن که دوباره داستان به کابل کشیده شد و ترسیم مخوف و دلربای افغانستان ، به منزله ی معجزه ای برای حالم به شمار آمد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;بر خلاف این که جمله ی نخست کتاب آبستن فرزند اتفاق بود : «در سن دوازده سالگی به آدمی تبدیل شدم که حالا هستم»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ولی کودک مرده به دنیا آمد و من قابله را به خانه فرستادم. چرا که خیلی زود دریافتم، تا آخر داستان حس تعلیقی به وجود نخواد آمد جز در مواردی زود گذر مثل : نگاه خیره مرد ریش بلند که هولم را ورداشت ویا آن که آیا رئیس یتیم خانه در را باز خواهد کرد؟ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;یا آصف سهراب را به عمویش خواهد سپارد؟ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;آیا ثریا بچه دار خواهد شد ؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;جدای این چند مورد خیر&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;کشمکشی وجود نداشت و من تبسم بر لب و با&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;الهی یا آخی گفتن &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;ما به ازای دو پسر افغانی و خاطراتشان&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و دغدغه هایشان داستان را به سر بردم و در طول خوانش 423 صفحه ی کتاب هر بار از خود پرسیدم چه ماجرایی را دنبال کنم ؟ پاسخ دادم :« فعلا هیچ ! بذار این جوان از خاطرهاش بگه . خب امیر جا می گفتید ...»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;خالد حسینی در لفافه یا به واژه ای دیگر اکسپرسونیستی تاریخ اجتماعی- سیاسی افغانستان و عقاید سیاسی خویش را ، با سرنگ قلم به مغز ما تزریق کرد . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;شاید تهی از فکر نبود است ، گزینش ملیت امریکایی برای آن صاحبان یتیم خانه ی کذایی &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;، جان و بتی کالدول . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;نمونه های دیگر: کمک مالی دولت آمریکا به مهاجران افغانی ویا ویزای انسان دوستانه که کوثرین فرشته ای می نمود برای سهراب .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;خواهش مندم توجه کنید :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;« اگر این ماجرا مال یکی از آن&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;فیلم هندی ها بود که من و حسن می دیدیم ، جایش بود که که دنبال ماشین می رفتم و جیغ می زدم که نگه دارد . حسن را از صندلی عقب می کشیدم بیرون و بهش می گفتم که مرا ببخشید ، واقعا متاسفم ، اشک هایم قاطی آب باران می شد . توی رگبار همدیگر را بغل می کردیم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;. اما این فیلم هندی نبود من متاسف بودم اما گریه نکردم دنبال ماشین هم نرفتم .» &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;این بخشی از قسمت اول داستان است که به تمامی مختصات یک داستان رئال را به ما تدریس می کند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;ولی قسمت سوم ( بازگشت امیر به پاکستان ) نوبت به عرض اندام رمانتیسیم است و این جا ، خالد حسینی چون مادری مهربان می ماند که نمی خواهد بین بچه هایش فرق بگذارد و به این یکی نیز فرصت جولان می دهد. دقیق شوید :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;آصف همان کله گنده ی طالبان است! بعد از پدر حالا نوبت پسر است ! آصف و امیر درگیر می شوند و دست بر قضا گلوله ای از حلقه ی دور پای سهراب کنده می شود و سهراب هم تیر و کمانش را که ( هنوز لای بند تنبان و شکمش دست نخورده باقی مانده بود ) از نیام کشین بر می کشد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و گلوله را بر تهدید گاه پدرش فرو می نشاند . لب بالای امیر چاک بر می دارد. بعد از جراحی پلاستیک خطی صورتی بر جای می گذارد چون نیمه ی نا مشروع پدرش- حسن - !&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;نه! این جا فیلم هندی است. یک ملودرام کاملا مردانه!!! کاش این بچه ی دومِ سرتق ( رمانتی سیسم ) دل مادرش را به رحم نمی آورد !&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;بادبادک باز هر چه که بود راضیم کرد درقفسه ای&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;کنار رمان های مورد علاقه ام بنشیند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;مشخصات فیلم&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کارگردان&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; : مارک فورستر &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تهیه‌کننده&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; : ویلیام هوربرگ&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;والتر پارکس&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ربکا یلدام&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بنت والش&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;لوری مک دونالد &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نویسنده&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; : خالد حسینی(رمان)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دیوید بنیوف (فیلم نامه) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بازیگران&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; : خالد عبدالله&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;زکریا ابراهیمی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همایون ارشادی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;احمد محمدی زاده &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;موسیقی&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; :&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;آلبرتو ایگلسیاس &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فیلمبرداری&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; :&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;رابرتو شفر &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تدوین&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; :&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;مت چز &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;توزیع‌کننده&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; : &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;DreamWorks&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;Paramount Classics&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;انتشار&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; : &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۴&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; دسامبر &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۲۰۰۷ (&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;محدود) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مدت&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; :&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۲۸&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; دقیقه &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;زبان&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; : فارسی دری&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;انگلیسی &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کشور&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; :&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ایالات متحده آمریکا &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بودجه&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;: &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۲۰&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; میلیون دلار&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;نقد فیلم&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;زنجیر صبر ما را بگسست بند زلفی/ بازار زهد ما را بشکست عشق خالی--خاقانی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;از غم آن دانه ی خال سیاه /&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;جمله ی تن خال شده روی ماه ------- نظامی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;تنها نه من به دانه ی خالت مقیدم / این دانه هر که دید گرفتار دام شد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;----- سعدی&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;مرکز دایره ی حسن مصور گردید/خال مشکین چو بر آن چهره ی زیبنده زدند-----صائب&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;نمی توانم دریابم که چه طور &quot;مارک فورستر&quot; نمی داند &lt;B&gt;خال داسی&lt;/B&gt; شکل یعنی چه ؟ آن هم اندکی بالا تر از کنار لب ! آخر مگر گذاشتن یک خال چه زحمتی دارد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;کاش کمینه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;همه چیز به نبود&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;یک خال داسی شکل اندکی بالاتر از کنار لب می انجامید تا آنقدر ذهنم گیس نمی شد ! &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بگذریم ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                       &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;   &lt;/SPAN&gt;به ترنج بپردازم که حاشیه تکمیل است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;از تیتراژ دریافتم که نباید شاهد کاری افغانی باشم. آخر موزیک تیتراژ ، که به طرز فاحشی ریتم عربی داشت، ازهمان آغاز هوشیارم کرد که :« صابون به دلت نزن یارو، مارک فورستر افغانستان نمی فهمد» و خط کوفی آذین بسته شده به نام ها تاییدیه را صادر کرد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;خال داسی شکل هم گواه دیگری بود .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;دیالوگ ها همان متن کتاب بودند. گویی به هر یک از بازیگر ها به جای فیلم نامه ، نسخه ای از ترجمه ی افغانی کتاب را داده باشند. الحق و الانصاف نیز هر کدامشان همت گماردند ، تا دیالوگ به دیالوگ را به بدترین لحن ممکن ادا کنند . خب کارگردانشان که پی به مقصودشان نمی برد. هموکه به خیال خود به لوکیشن و فضا پی میبرد. همان که نمی داند خال داسی شکل یعنی چه.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;و شکل هچل هفتی از ادغام فضا ها عاید کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;شنیده بودم شرقی ها با عاطفه ترند ولی نمی دانستم پدران آمریکایی آنقدر بی عاطفه اند که در را به آرامی برای ابد پشت سر پسرشان ببندند. احتمالا فورستر موقعه ی خواندن بخش رفتن حسن و علی با خود گفته: «چه قدر رمانتیک و اغراق آمیز صحنه را توصیف کرده آخر هیچ پدری که تا این حد منقلب نمیشود» و درست با این نظریه ی &quot;احتمالی&quot; فرصت &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;داشتن نقطه ی اوجی را از فیلمش سلب کرد. یا حتما کارگردان و نویسنده ی فیلم با خود فکر کردند: «اگر نخستین رویارویی جنگ طلبانه ی حسن و آصف در یک بازارچه به جای بیابان صورت پذیرد اتفاق خاصی نمی افتد» ولی افتاد! چون محال است در بازار یک جامعه ی قشریگر که محل عمده ی تجمع توده ی مردم است، پسرکی از نژاد نازل (هزاره ای ) بر پسرکی از خون رنگین تر و خانواده دار(پشتونی) تیر و کمان بکشد. آن هم دراثری که هم و غم بسیارش ، بسط مسئله ی نژاد پرستی و قومیگری به طالبان ، انحراف اخلاقیشان و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 26pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;بدعت مصلحت طلبانه شان می باشد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;کارگردان خلاف این موارد، گاهی پایبندی خود به متن را &quot;بیش از حد &quot; نیز اعلام داشته است. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;مثل : وقتی که دوربین &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&quot;close up&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ای &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;از جعبه ی تیر و کمان ساخت آمریکا می گیرد و این جاست که چون حسینی هم یاری امریکا را در اوضاع کنونی افغانستان سنجیده می شمارد و استفاده از کالاهای آمریکایی را فرصتی برای احیای تولید و چرخه ی اقتصاد افغانستان.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;فیلم ساحت تاخت و تاز بی دقتی های بچگانه ای بود ، شاهد : گپ و گفت سلیس انگلیسی از جانب راننده فقیر افغان با امیر.&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;لزوم این مسئله در قیاس با حجم واژگان دری و انگلیسی بسامد یافته ، چون درک وجودیت جن و پری برای کودکان مبهم است.&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;یا این که چرا رحیم خان باید با امیر هم ولایتی اش به زبان انگلیسی صحبت کند؟! خود از قاعده ی جن و پری جدا نیست - و این جاست که نبود زیر نویس برای فارسی زبانان چون بی ادبی است به قاموس داران این در گران .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 12pt 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;ابتدای رمان باد بادک باز با این توضیح آغاز می شود ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;که رحیم خان دوست قدیمی امیر به او زنگ زده و او برای فکر کردن در باره ی پیشنهاد رحیم خان به پارکی رفته و با دیدن دو بادبادک خاطرات کودکیش تداعی میشوند. حال آن که در فیلم این طور نشان داده شده که امیر در حین مکالمه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;- دقت داشته باشید - حین مکالمه با رحیم خان ،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;به خاطرات گذشته پرتاب میشود. که این یادآوری ، 45 &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;دقیقه از فیلم را صاحب می شود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 12pt 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;اگر زمانی بخواهند یک فیلم سینمایی را به در بکشند &lt; نثر&gt; به بیش از 100 صفحه تجاوز نخواهد کرد و اکنون ما شاهد 128 دقیقه ای شدن رمانی 400 صفحه ای هستیم واین فیلم به مثابه ی فیلم اورجینال 4 ساعته ای می ماند که وزارت محترم ارشاد جمهوری اسلامی با مهارت خاص خود آن را به یک ساعت و نیم تقلیل داده است &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;و این خود موجب می شود که بازیگر قابلمان، همایون ارشادی نتواند تغییر شخصیت پدر را، از دوران زندگی در کابل ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;تا سان فرانسیسکو، آن گونه که در کتاب است، ایفا کند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 12pt 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;همایون ارشادی که اولین ره آورد هالیود از ایران به شمار می آید ،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;لهجه ی کابلی را ، آن گونه که دیگر بازیگران فیلم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;تعیین می کنند ، خوب درنیآورده است. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;رقص بی رمق سهراب هم پس لرزه ای بود تا آلونک محقر سکانس مربوطه را با آدمیمایه یکسان کند. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;و در قیاس حرکات مشخص ، ذاتی بازیگر نقش بزرگ سالی امیر که در راستای سستی و روحیه ی محافظه کارانه اش می بود چون باران رحمتی بر سر فیلم بنماید. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 12pt 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;چندان انسان ناسیونالیستی نیستم ولی نمی توانم حاشا کنم حس غروری را که با دیدن همایون ارشادی با آن بازی پر کوهگون و شنیدن صدای سامی یوسف در آن فضای دراماتیک – مذهبی &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;به رخ کشانی&quot; ایمان امیر&quot;(ایمان حقیقی ) بر&quot; آصف &quot;( که دفع سنگ کلیه بر اثر لگد پرانی انساننمایی موجبش بود ) به من دستی گرم داد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;سکانس برتر فیلم ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&quot;بادبادک پرانی نخست&quot; &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بود که رنگین کمانی از جنس کاغذ را بر قاب تله ویزیونم هویدا کرد &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;و سپس دویدن حسن خلاف جهت دیگران که تضاد -وادار فکری- را ساخت وموسیقی ، این بار بر خلاف سایر سکانس ها که ریتمی هندی یا عربی داشت، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;شد غلامی برای گدی پرانی سلاطین کابل، &quot;حسن و امیر&quot; .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;13/5/87 -14 /5/87&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 Aug 2008 17:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pariarahimi&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>pariarahimi</dc:creator>
<guid>http://pariarahimi.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفت و گو با عباس کیارستمی</title>
<link>http://pariarahimi.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;H3 class=&quot;post-title entry-title&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;U&gt;ماشینم بهترین دوست من است&lt;BR&gt;&lt;/U&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #993300; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;عباس کیارستمی،کارگردان نام آشنای ایران پیش از دریافت جایزه کانون فیلم بریتانیا از آنتونی مینگلا،درباره کار با نابازیگران،از دست دادن اشتیاق به کار با ویدیوی دیجیتال و نیز دراین باره سخن می گوید که چرا اتومبیلش بهترین دوست اوست.متن کامل این گفت و گو در زیر می آید&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گاردین،پنج شنبه، 25 آوریل 2005&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;DIV class=&quot;post-body entry-content&quot;&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;محسن قادری&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو: ممنون عباس از اینکه به اینجا آمدی. خیلی خوشحالم که دوباره می بینیمت.« ولی» از توهم به خاطر ترجمه ممنونم. کلوزآپ را[برای نمایش]انتخاب می کنم چون یکی از فیلم های ارزشمند شماست.چیزی که همیشه دوست داشتم درباره کلوزآپ ازت بپرسم اینه که روبه پایان فیلم هنگامی که سبزیان با مخملباف دیدار می کنه صدا خاموشی می گیره.آیا واقعا همینطور هم بود؟&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی(با ترجمه ولی محلوجی):مایلم به همگی خوشامد بگم،به ویژه دوستان بسیارخوبی که اینجادربین حضار دیدمشون. کلوزآپ فیلم بسیار خاصی در کارهای من و فیلمی است که اساسا به روش خاصی ساختم چون درواقع وقت نداشتم به این فکر کنم که چطور ساخت آن را پیش ببرم.دراینجا پاسخ مفصلی به پرسش جئوف می دهم و به پرسش های دیگری که شاید بعدا پیش بیایند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;من قصد داشتم فیلم دیگری به اسم« پول توجیبی» بسازم که درباره بچه های یک مدرسه بود.گروه اول آماده کار بود که در روزنامه گزارشی درباره این اتفاق خواندم.موضوع خیلی ذهنم را به خود مشغول کرد-این موضوع به مشغله ذهنی ام تبدیل شد و به شدت بر من تاثیر گذاشت.بنابراین به تهیه کننده ام زنگ زدم واز او خواستم که پول توجیبی را کنار بگذاریم و کار دیگری را شروع کنیم و او نیز موافقت کرد.بنابراین تصمیم گرفتیم دوربین را به جای مدرسه به زندان ببریم و فیلم برداری را شروع کنیم.فیلم برداری 40 روزه تمام شد،با کلی مشکلات، چون درواقع آدم هایی که در ماجرای اصلی و واقعی حضورداشتند موافقت کرده بودند که نقش های منفی ای را که ایفا کرده بودند بازسازی کنند. برای همین واقعا هر روز منتظراین بودم که این بازیگران بیایند و بگویند که می خواهند کنار بکشند چون واداشتن آدم ها به گرفتن چنین نقش های منفی و ثبت آن در فیلم واقعا سخت است.فیلم نامه ای نداشتم. شب ها یادداشت هایی برمی داشتم ودرطی 40 روز فیلم برداری تمام شد.شاید باور نکنید اما دراین چهل روز چشم روی هم نگذاشتم.شما شروع فیلم را دیده اید آنجا که با سبزیان حرف می زنم.من عکسی ازپایان فیلم برداری دارم که درآن همه موهایم ریخته.باورکنید هنوزهم در تعجبم از اینکه توانسته ام این فیلم را بسازم.واقعا هنگامی که به روزهای ساخت این فیلم فکر می کنم، جدا احساس می کنم که کارگردان نبودم بلکه عضوی از تماشاگران بوده ام.چون فیلم، تا حد زیادی خود به خودی ساخته شد.شخصیت های دخیل درداستان بسیار واقعی بودند،من این بازیگران راچنان چه باید کارگردانی نمی کردم وانگارخودشان خوشان را کارگردانی می کردند.بنابراین فیلم بسیار خاصی بود.یکی از نگران کننده ترین جنبه های این فیلم دقیقا همان چیزی است که جئوف درباره آن پرسش داشت.از مخملباف کارگردان خواستم که بیاید وسبزیان را هنگام آزادی از زندان ملاقات کند.سبزیان هیچ تصوری نداشت که درآن روز چه پیش می آید و چه کسی را ملاقات خواهد کرد.این لحظه بسیار واقعی است،وقتی سبزیان شخصیت محبوبش راملاقات می کند،[و سبزیان غرق اشک می شود].آنها سوار موتور سیکلت شدند وما بدون اینکه سبزیان بداند داریم از داخل ماشین فیلم می گیریم آنها را دنبال می کردیم.من به گفت و گوی آنها گوش می دادم. چیزی که خیلی سخت بود این بود که یکی از شخصیت ها نمی دانست که رودرروی دوربین است در حالی که آن دیگری می دانست و آن که می دانست،نسبت به« فیلم نامه»اش آمادگی داشت.مخملباف درباره موضوعات زیادی صحبت می کرد که قصد داشت به فیلم راه یابند، بنابراین او زیادی بازیگر بود.ما این سکانس را فیلم داری کردیم در حالی که آشکارا نمی توانستیم آن راتکرار کنیم.سبزیان مخملباف رابه گونه پرشور در بر گرفت و واقعا از احساسش می گفت.مخملباف در اصل داشت شعارها یا هرآنچه را که می خواست بگوید تکرار می کرد،بنابراین هدفون رااز گوشم برداشتم ودست از گوش دادن کشیدم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;بنابراین بعد از یک شب بی خوابی به این نتیجه رسیدم که کاری که باید بکنم این است که بگویم مشکلی در صدا ایجاد شده.از این بابت از مخملباف بی نهایت سپاسگزارم که عامل وضعیت به وجودآمده شد و مجبورم کرد که صدا را حذف کنم. این چیزی است که ازآن پس برفیلم هایم و نحوه ساخت آنها تاثیر گذاشت.من از رنوار نقاش الگو می گیرم که می گوید اگر رنگ روی بومتان شره کرد زیاد نگران نباشید، درعوض سعی کنید شره رنگ را به عنوان یک عنصر به کار ببرید و چیز دیگری را از آن پدید آورید.همه فیلم سازی ما مدیون اشتباهاتی است که مرتکب می شویم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;A onblur=&quot;try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}&quot; href=&quot;http://photos1.blogger.com/blogger/2239/969/1600/ten.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;جئوف اندرو:شما پاسخ پنج پرسش مرا دادید.می خواستم از شما درباره فیلم هایتان که از یکدیگر الهام گرفته می شوند بپرسم اما شما به آن پاسخ دادید. چون آشکارا از کلوزآپ چیزی آموختید که با آن ادامه دادید.منظورم این است که برای نمونه فیلمی چون« ده» اثری است که درآن مردم را وا می دارید برای شما فیلم بسازند.شما همه مفاهیم معمول فیلم نامه نویسی و درواقع تمایز میان مستند و داستانی را به یک سو نهاده اید&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: نکته بسیار خوبی اشاره کردید و این بیشتر به نحوه ای برمی گردد که کلوزآپ بر فیلم های بعدی من تاثیر گذاشت. فکر می کنم آزادی ای که در ده به بازیگرانم دادم تا حد زیادی به تجربه کلوزآپ برمی&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=2&gt;گردد.در این نوع سینما،خواه با بازیگران کارکنید یا با نابازیگران،اگرهمان اندازه که شما آنها را کارگرانی می کنید بگذارید آنها نیزشما را کارگردانی کنند نتیجه نهایی بسیار دلنشین تر خواهد شد. در این شیوه قدرت های واقعی و فردی بازیگران امکان بروز می یابد و چیزی است که عمیقا بر تماشاگران تاثیر می گذارد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو:کلیپ بعدی ای که دیدیم از فیلم « زندگی ادامه دارد» بود که این خود از فیلمی دیگر الهام گرفته شده است- خانه دوست کجاست؟ این فیلم هم یکی از نخستین فیلم های شماست که به مقوله ای بسیار مهم می پردازد، پیوند زندگی و مرگ.من سعی کردم آن را دراین کلیپ نشان بدهم آنجا که مردی را می بینیم که می گوید« در این زلزله هرچه پیش آمده باشد به هر حال ما توالت لازم داریم.»به نظرم بیشترفیلم های شما از این پس به پیوند مرگ و زندگی می پردازند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: من آمادگی پاسخ به این پرسش را ندارم.گمان می کنم که هرپرسش ممکنی از من شده اما این واقعا جدید است برای همین پاسخ حاضر و آماده ای ندارم.زندگی و دیگر هیچ فیلم خیلی مهمی ست از این دیدگاه که آنچه به فیلم درآمد متاثر از سفری بود که من درست سه روزبعد از زلزله انجام دادم.من نه تنها ازخود فیلم که همچنین از تجربه بودن درآنجا حرف می زنم، جایی که تنها سه روز قبل 50000نفر مرده بودند.برای بازماندگان انگار این زندگی دوباره ای بود،تجربه مرگ در پیرامون خود.زلزله در ساعت 4 یا 5 صبح رخ داده بود بنابراین به یک مفهوم همه می توانستند بمیرند و این کاملا اتفاقی بود که آنها زنده بودند.بنابراین من درآنجا خود را به عنوان کارگردان فیلم نمی دیدم بلکه همچنین به عنوان مشاهده گر مردمی می دیدم که به مرگ محکوم شده بودند.از این رو، این تاثیربزرگی روی من گذاشت وموضوع مرگ و زندگی و همینطور حقیقت سنم[65 سال]از این پس در فیلم هایم تکرار شد. البته مورد دوم چیزی نیست که خیلی ذهنم را مشغول کند اما موضوعی است که به فیلم هایم پا نهاده -- باید برگردم ببینم کجا به بارمی نشیند. اما این پرسشی است که مرا به گذشته می برد و من باید به آن بیندیشم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو:خوب این در طعم گیلاس و باد ما را خواهد برد به بارمی نشیند که بعدا دیدیم.فیلم دوم اثری واقعا جالب است چون بیش تر شخصیت ها صدای شان به گوش می رسد اما خودشان دیده نمی شوند.برای نمونه در آن کلیپ، زن [صاحب قهوه خانه]دارد با کسی صحبت می کند که دارد ماشینی را پارک می کند و ما نمی بینیمش.همینطور 13 یا14 شخصیت در این فیلم اند که نادیده باقی می مانند.چرا فیلمی با این همه شخصیت ناپیدا ساختید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: قبلا این پرسش از من شده&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو:من پرسیده ام؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی:.. و من پاسخ یکسان داده ام.فیلم های من به سوی گونه ای مینی مالیسم پیش می روند حتی گرچه این قصد در میان نباشد. عناصری که می توانند حذف شوند حذف می شوند.این را کسی به من یادآور شد که به نقاشی های رامبراند و کاربرد نور درکارهای او ارجاع داده بود، به این معنا که درحالی که برخی عناصر روشن و برجسته اند عناصر دیگر مات و کدرند یا حتی به تیرگی کشانده می شوند.واین همان کاری است که ما می کنیم—ما عناصری را برجسته می سازیم که می خواهیم برآنها تاکید بگذاریم. من درپی نفی یا اثبات این نیستم که چنین کاری کرده ام اما به شیوه [روبر]برسون به آفرینش از راه زدودن و نه از راه افزودن اعتقاد دارم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو:چیز دیگری که درباره این کلیپ کاملا جالب است این است که به نظر می رسد شخصیت اصلی دارد روی فیلم یا چنین چیزی کار می کند—شما کاملا روشن نمی کنید روی چه. اوعینکی با شیشه های رنگی روشن می زند و عکس هایی می گیرد که چه بسا خودنگاره باشد.برخی معتقدند که عنصری از خود نقادی فزاینده در کارشما وجود دارد. درفیلم های شما عباسی میانجی وجود دارد&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;A onblur=&quot;try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}&quot; href=&quot;http://photos1.blogger.com/blogger/2239/969/1600/kiarostami.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: شاید کاملا درست باشد.فکر می کنم این از آن پرسش هایی است که باید به آن در جایگاه یک روانکاو پاسخ دهم.اما گمان می کنم گاهی ما به عنوان کارگردان دربه تصویر کشیدن ودرخواست از بازیگران مان برای اینکه رفتاری را به گونه خاص انجام دهند که چه بسا واقعا درحالت معمول پذیرفتنی نیست گناهکاریم.من تنهافرد در این میان نیستم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو:چیز دیگری درباره باد ما را خواهد برد.صحنه در یک قهوه خانه می گذرد.این قهوه خانه ای واقعی نیست. در اصل شما این صحنه را در روستایی واقعی شکل می دهید که سپس آن را کاملا تغییر دادید.و این ما را به مورد کلوزآپ و قضیه قطع کردن صدا باز می گرداند.غالبا گفته اید که به منظور رسیدن به حقیقت ناگزیرید دروغ هایی بگویید.می توانید بگویید چرا این گونه فکر می کنید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: کاملا درست است، چون در روستای واقعی جایی که فیلم برداری می کردیم مردم در طول روز سخت کار می کنند و هنگامی که بعد از ظهر به خانه برمی گردند در واقع آنگونه که در فیلم می بینید درقهوه خانه دورهم گرد نمی آیند. بنابراین ما آن قهوخانه را طراحی کردیم تا برای شخصیت هایمان صحنه ای طرح ریزی کنیم که با مردم گفت و گویی داشته باشند.متوجه شدیم که داشتن گفت و گو با مردم روستا بسیار سخت است زیرا آنها زیاد مایل نبودند ساعت های دراز با ما بمانند و به گپ و گفت ادامه دهند. بنابراین ما این صحنه را اینگونه طرح ریزی کردیم تا این امکان را بیابیم.در واقع، خانمی که در این فیلم دیده می شود اهل آنجا نبود—او از روستای دیگری آمده بود. مانمی توانستیم کس دیگری را در آن روستا پیداکنیم که درواقع مایل به این کارباشد.و احتمالا شاید برایتان جالب باشد بدانید که او پس از دو روز به ما گفت که می خواهد دخترش را جای خودش بفرستد.و هیچ راهی وجود نداشت که به او حالی کنیم که دخترش به درد ما نمی خورد و این تنها خود اوست که لازم داریم.گمان می کنم بازی خیره کننده او به این خاطر بود که او واقعااین نکته را نمی دانست.این نکته که او چقدر برای فیلم برداری ما حیاتی است.شاید اگر او این را متوجه می شد هیچ وقت به این زیبایی کارش را انجام نمی داد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو: تماشاگران به روشنی احساس می کردند که باد ما را خواهد برد فیلمی داستانی است درحالی که بیشترآن ماجراها اساسا واقعی بود. وبعد با ده واقعا باور کردند که این فیلمی مستند بوده.درست است که این فیلم تاحدی برگرفته از زندگی واقعی مانیا اکبری و فرزندش بوده اما مقدار زیادی داستان نیزبه آن راه یافته.حالا دراین نقطه به نظرمی رسید شما به فن آوری دیجیتال زیاد توجه دارید-نه تنها« ای بی سی افریقا» را به همین روش ساختید بلکه همچنین پنج و 10 را درباره ده ساختید.آیا هنوزهم مثل زمانی که داشتید این فیلم ها را می ساختید احساس مطلوبی نسبت به سینمای دیجیتال دارید ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: پرسش مهمی است و فکر می کنم باید دراین باره توضیح بیش تری بدهم اما[خطاب به حاضران] می دانم که خسته اید و فیلم را دیده اید، بنابراین سعی می کنم پاسخم را چکیده کنم.گمان می کنم این موضع بیشتردر مباحثات سینمای داستانی دربرابر سینمای مستند مطرح می شود اما از دید من تنها سینمای خوب و سینمای بد وجود دارد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;سینمای خوب چیزی است که می توانیم باورکنیم و سینمای بد چیزی است که نمی توانیم باور کنیم.چیزی که می بینید و باور می کنید چیزی است که من به آن علاقه زیادی دارم.واین پیوند چندانی به این ندارد که آیا ما آن را به روش 35 م م یا ویدیوی دیجیتال فیلم برداری کرده باشیم.چیزی که مهم است این است که آیا مخاطب آن را به عنوان حقیقت می پذیرد یا نه. این واقعیتی است که نابازیگران جلو دوربین دیجیتال خود را راحت تر احساس می کنند،بدون نورها وعوامل فنی در دور و برشان، و ما بدین سان به لحظات بسیار شخصی و درونی تر آنها راه می یابیم.بنابراین معتقدم فیلمی چون ده هرگز نمی توانست با دوربین 35 م م ساخته شود.بخش اول فیلم 17 دقیقه طول می کشد ودر پایان این بخش بچه واقعا دوربین را فراموش کرده.دیگران ممکن بود به دوربین نگاه کنند، حتی رانندگان ماشین های دور و بر به دوربین نگاه می کردند اما خود بچه هیچ توجهی به دوربین نداشت.بنابراین دوربین دیجیتال مزایای بسیاری دارد ومن بر این باور بودم که ویدیوی دیجیتال تاثیرگسترده ای بر فیلم سازی خواهد داشت&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;اما درچهارپنج سال گذشته تاحدی اشتیاقم را به ویدیوی دیجیتال از دست داده ام. بیشترازآن روکه برای نمونه دانشجویان سینما که این روزها ویدیوی دیجیتال را به کار می برند واقعا چیزی پدید نیاورده اند که فراترازکارهای سطحی یا ساده باورانه باشد، بنابراین تردیدهایی پیدا کردم. با وجود امتیازهای وسیع ویدیوی دیجیتال وکاربرد بس آسان این ابزاربازهم آنها که آن را به کارمی برند در نگاه نخست باید به خوبی توجه داشته باشند که چگونه به بهترین شیوه آن را به کار گیرند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو: باید خاطر نشان کنم که پنج نخستین باردر اینجا به نمایش در می آید و این فیلم پژوهشی واقعی در این باره است که شما با سینمای دیجیتال چکار می توانید بکنید. اما پس ازاین کار عباس مشغول ساخت اپیزودی از فیلم « بلیط ها» شد که به روش 35 م م فیلم برداری شد.بنابراین آیا شما دوباره به سراغ 35 م م آمده اید ولی بازهم فیلم های دیجیتال خواهید ساخت؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: بستگی به چیزهای زیادی دارد.گمان می کنم اگراندیشمند دیجیتال باشید می توانید از یک دوربین دیجیتال استفاده کنید.ساختن پنج بدون دوربین دیجیتال غیرممکن بود.پنج با یک دوربین در نور مهتاب و بدون هیچ اسباب یا وسیله دیگری فیلم برداری شد.اگر از مزایای کامل دوربین دیجیتال بهره نبریم دوربین 35 م م بهترین ابزار خواهد بود. به ویژه برای فیلم برداری فیلم های داستانی—من هیچ مشکلی با 35 م م ندارم. به نظر می رسد که فیلم سازان به آنها که با دیجیتال کار می کنند و آنها که با آن کار نمی کنند تقسیم می شوند.فکر می کنم این چیز از پیش قطعی و مشخصی نیست—اینها همه به این بستگی دارد که چه طرحی در سر داریم، وبراین پایه می توانیم ابزار را برگزینیم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو:ما نوعی حرکت به جلو در فعالیت شما می بینیم، بنابراین در این نقطه مایلم به گذشته وآغازگاه های کارتان بازگردم.دروتا لینج، عکاس، گفته است:« تصادفی نیست که عکاس بدل به عکاس می شود، درست همان گونه که رام کننده شیرهم تصادفی رام کننده شیرنمی شود».اکنون با آگاهی براینکه چگونه کار فیلم را آغاز کردید آیا بازهم گمان می کنید این یک تصادف بود که فیلم ساز شدید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی:متاسفم،این پرسشی است که درک نمی کنم. [خطاب به حاضران] فکرم سخت مشغول شما بود.شاید خسته اید یا پرسش هایی دارید[پس از اینکه مترجم پرسش را تکرار می کند]پرسش ساده ای است اما پاسخ خیلی سختی دارد. گمان می کنم من با دوستانم که دکتر یا تاجر یا معمار هستند تفاوتی ندارم—همان ها که با هم شروع به دیدن فیلم های عصر طلایی کردیم.اما من خواه فیلم بسازم یا شعر بگویم یا عکاسی کنم همه اینها بیشترریشه درحس بی تابی من دارد.ودر واقع همه چیز به این بازمی گردد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو: بی تابی از چه؟ این بیشتر به عدم قطعیت بر نمی گردد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;مترجم: بی قراری&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;یکی از حاضران: دنیا یعنی بی قراری&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو:به نظر می رسد سینمای شما سینمای پرسش ها باشد—شما پاسخ ها را ارائه نمی دهید بلکه وامیداریدمان که همه وقت به پرسش ها بیندیشیم. درواقع عکاسی هایتان هم چنین است و همینطور اشعارتان&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی:من ازاین نظرتنهادارم خودم را تکرارمی کنم.هیچ کدام ازکارهایی که کرده ام ازچنین نیتی برنخواسته. من هرگز قصد نداشتم شعر بگویم یاعکاس یا فیلم ساز باشم. فقط عکس های خیلی زیادی گرفتم ومی خواستم آنها را در آلبوم بگذارم، و سپس چند سال بعد تصمیم گرفتم آنها را به نمایش بگذارم و ناگاه عکاس خوانده شدم. همین وضع در مورد شعرهایم هم صادق است. آنها یادداشت هایی هستند که در کتابی نوشتم و این می توانست شعر تلقی شود.و یادآوری می کنم که اگر به مرکز« وی اند ای» سربزنید می توانید عکس هایم را آنجا ببینید&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو: چرا این همه صبر کردید تا امکان دیدن عکس هایتان را بیابیم یا در واقع شعرهایتان را بخوانیم؟شما مدت های زیادی بود که هر دو کار را انجام می دادید اما تنها در پنج شش سال گذشته بوده که ما موفق به دیدن این آثار شدیم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی:همان طور گه گفتم فکر نمی کردم آنها برای دیده شدن تهیه شده اند.این در واقع برای من بهانه ای بود تا وقتم را در طبیعت بگذرانم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو: دفعه قبل که به اینجا آمدید با طعم گیلاس بود که نخل زرین کن را برایتان به همراه داشت.و سپس باد ما را خواهد برد جایزه مهم ونیز را بدست آورد.ودراین نقطه واقعا به نظر می رسید که دارید یک فیلم سازشناخته شده جهانی می شوید و این چیزی بود تا پیش از آن به نظرنرسیده بود. این بدین معنا نبود که از هویت خود همچون فیلم ساز ایرانی دست بکشید، شما هنوزهم درایران زندگی می کنید و فیلم می سازید اما بیشتر به عنوان یک فیلم ساز جهانی تلقی می شوید.آیا با این ارزیابی موافقید،چگونه با شهرت و فشارهایی که به همراه آورده کنار می آیید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: ما به هیچ چیز به آسانی نمی رسیم و غالبا بهای سنگینی می پردازیم و شاید در کشور ما این بها بسی سنگین تراست. فیلم بیش از هرچیز یک آوای جهانشمول و مشترک است و نمی توانیم آن را به یک فرهنگ خاص منحصر کنیم. آخرین تجربه فیلم سازی من « بلیط ها» بود، فیلمی سه بخشی که در ایتالیا ساخته شد و سومین بخش آن را من کارگردانی کردم. من درجایگاهی نیستم که داوری کنم آیا این فیلم خوبی است یا بد است اما آنچه می توانم بگویم این است که هیچ کس با آنچه تولید شد پیوند فرهنگی و زبانی نداشت.اگر به داشتن فرصت کار در ایران ادامه می دهم به خاطر آن است که این را خیلی بیشتر ترجیح می دهم. گذشته از این، گمان می کنم زبان یا آوای جهانی داشتن یعنی این که واقعا مهم نیست فارسی صحبت کنیم یا زبانی دیگر.گمان می کنم شاید همان طور که فوتبالیست ها در زمین خودشان بهتربازی می کنند فیلم سازان هم همین گونه در کشور خودشان آفریننده ترند، گو اینکه قواعد فوتبال همه جا یکسان است&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو:من از فوتبال سر در نمی آورم، بنابراین در این مورد بحث را به شما حاضران وامی گذارم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;پرسش 1:آیا بعد از ساخت کلوزآپ ارتباط خود با سبزیان را حفظ کردید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: آخرین باری که با هم ارتباط داشتیم سه روز پیش بود.من نزدیک شش هفت ماه خبری از او نداشتم.ما قصد داشتیم با هم به جشنواره ای در کره برویم اما آنها او را دعوت نکردند.او مرا مقصر می دانست و دراین مورد حق داشت چون من از آنها خواستم که دعوتش نکنند.چون برای آدم هایی مثل او ترک کشور بسیار سخت است.به او گفتم که برخواهم گشت و با هم فیلم کوتاهی خواهیم ساخت.خیلی خوشحال شد برای همین الان با خودم می گویم می خواهم با او چه چیزی بسازم.هیچ چیز درزندگی اش تغییر نکرده، هنوز همان طور که در فیلم می بینید زندگی می کند.گاه در بازار سیاه دی وی دی فیلم های خارجی کار می کند.با خودم می گویم احتمالا می توانم فیلم خودم را دربساطش پیدا کنم.در واقع او این روزها خیلی بیش از من در تهران شناخته شده است.درجشنواره ای که فیلمی از[سرگئی]پاراجانوف نمایش می دادند هیچ جایی برای من وجود نداشت و او مرا از بین جمعیت دید و بیرون آمد تا من بتوانم درسالن بنشینم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو:شاید فیلمی بسازید درباره شخصی که مجذوب سبزیان شده؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;پرسش 2:چه جور این بازی های طبیعی را از این نابازیگران می گیرید؟آیا فیلم نامه ای دارید؟حکومت ایران چه نگاهی به مقولات مطرح شده توسط بازیگران فیلم هایتان دارد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: من فیلم نامه کاملی برای فیلم هایم ندارم. یک طرح کلی دارم و شخصیتی در ذهنم، و تا شخصیتی را که در ذهن دارم در واقعیت پیدا نکنم هیچ یادداشتی برنمی دارم.وقتی شخصیت را یافتم سعی می کنم با او وقت صرف کنم و سعی کنم او را خوب بشناسم.بنابراین یادداشت هایم از شخصیتی که از پیش در ذهن دارم نیستند بلکه درعوض برپایه مردمی هستند که درزندگی واقعی ملاقات کرده ام.این فرایندی طولانی است و ممکن است شش ماه طول بکشد. صرفا یادداشت برمی دارم و گفت و گو ها را به طور کامل نمی نویسم.و یادداشت ها بیشتر برپایه شناخت من ازآن شخص اند.بنابراین هنگامی که فیلم برداری را آغاز می کنیم هیچ تمریناتی با آنها به عمل نمی آورم.بنابراین،بیش ازآن که آنها را به سوی خودم بکشانم سعی می کنم هرچه بیش تر به آنها نزدیک می شوم.این به فرد واقعی خیلی بیش تر نزدیک است تا اینکه سعی کنم چیزی را بیآفرینم.بدین سان من به آنها چیزی می بخشم و دربرابر از آنها چیزهایی می گیرم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;شعری از مولوی به توضیح این نکته کمک می کند—چیزی دراین مضمون که: تو همچون گویی در کف چوگان من هستی که پرتابت می کنم اما به زمین که می خوری این منم که باید درپی تو روان شوم.بنابراین وقتی نتیجه نهایی را می بینید سخت بتوان گفت کی کارگردان است، من یا آنها؟.نهایتا هر چیزی به بازیگران تعلق دارد-ما فقط موقعیت را هدایت می کنیم.فکر می کنم این نوع کارگردانی خیلی شبیه مربی گری فوتبال است.شما بازیکنان تان را آماده می کنید و آنها را در جاهای مناسب قرار می دهید اما وقتی که بازی شروع می شود کارزیادی از دست تان برنمی آید-می توانید سیگاری بکشید یا عصبی بشوید اما کاردیگری از دست تان بر نمی آید. هنگام فیلم برداری ده در صندلی عقب ماشین نشسته بودم اما مداخله نمی کردم.گاهی،درماشین دیگری کار را دنبال می کردم بنابراین حتی سر« صحنه» هم حاضر نبودم چون فکر می کردم آنها در غیبت من کارشان را بهتر انجام می دهند.کارگردان ها همیشه خلق نمی کنند بلکه همچنین با درخواست های بیش از حد خود نابود هم می کنند.استفاده از نابازیگران قواعد خاص خود را دارد و واقعا نیازمند این است که شما به آنها امکان دهید کارخودشان را بکنند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو:آیا فکر می کنید دلیل اینکه شما این شیوه کار را ترجیح می دهید این است که کارتان را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واغلب در کار با کودکان شروع کردید، احتمالا کجا ناگزیر بودید به این روش کار کنید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: این تا حد زیادی ریشه در این دوره از زندگی من دارد.اگر با کودکان موضوعاتم را بیان نمی کردم هرگز به این سبک نمی رسیدم.کودکان شخصیت های بسیار قوی و مستقلی دارند و می توانند از پس کارهای جالبی برآیند که از مارلون براندو بر نمی آید، گاهی واقعا کارگردانی ودرخواست از آنها به انجام کاری، بس دشوار است. وقتی که آکیرا کوروساوا را در ژاپن دیدار کردم پرسشی که او از من داشت این بود:«اساسا چگونه این بازی ها را از کودکان می گیرید؟ من در فیلم هایم از کودکان استفاده کرده ام اما متوجه شدم که حضورشان را آنقدر کاهش داده و کاهش داده ام تا از شرشان راحت شوم چون روشی برای کارگردانی آنها ندارم».نظر شخصی من این است که فرد بسیار بزرگ است، شبیه امپراطوری سوار بر اسب، واین برای یک کودک بسیار سخت است که با آن ارتباط برقرار کند.برای این که بتوانید با کودکان همکاری کنید ناگزیرید از سطح خودشان هم پایین تر بیایید تا بتوانید با آنها ارتباط برقرار کنید.بازیگران هم شبیه کودکانند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;پرسش 3:می توانید در مورد ارتباط تان با ماشین ها صحبت کنید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: ماشینم بهترین دوست من است.همین طور دفترم، خانه ام، شهرم. وقتی توی ماشین نشسته ام وکسی در کنارم است احساس بسیارراحتی دارم.ما در راحت ترین صندلی ها هستیم چون چشم در چشم هم نداریم اما در کنار هم نشسته ایم. به همدیگر نگاه نمی کنیم و تنها هنگامی این کار را می کنیم که بخواهیم.آزادیم که نه به تندی بلکه به ملایمت به دوروبربنگریم. پرده بزرگی درپیش روی مان داریم وهمینطور دیدهای جانبی را.سکوت سنگین و دشواربه نظر نمی رسد. هیچ کس از دیگری پذیرایی نمی کند. و جنبه های بسیار دیگر.موضوع بسیار مهم تر این که ماشین ما را از جایی به جای دیگر می برد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;پرسش 4:من یک امریکایی هستم و گاه از جهت گیری ضد ایرانی رسانه های امریکایی دلزده می شوم.گمان می کنم فیلم های شما می توانند موجب شوند دو طرف امریکایی و ایرانی همدیگر را بهتر بشناسند اما بعید می دانم که رسانه های امریکایی مردم را واندارند که به چنین شیوه های ساده انگارانه ای بیندیشند.با خود می گویم آیا آنها می توانند ظرافت فرهنگ ایرانی وبه ویژه فیلم های شما را درک کنند؟نظرتان در این مورد چیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: ممنون از دیدگاه بسیار مثبت شما در این باره.متاسفانه منتقدان سینما درامریکا بسیار اندکند،400-500تن،و از آن سو منتقدان ایران بسیار بیشتر. به عنوان فیلم ساز برای ما بسیار مهم است که زمینه های مشترک فرهنگ ها را بیابیم، واین شاید کمتر برای سیاستمداران مورد داشته باشد که آدم هایی هستند که اغلب از یافتن کشمکش ها و اختلاف های میان ما سود می برند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;پرسش 5:چیزی که درباره فیلم های شما بسیار جالب است این است که این فیلم ها واقعیت مردم ایران پس از انقلاب را ترسیم می کنند. حکومت کنونی ایران به فیلم های شما چه واکنشی نشان می دهد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی: حکومت ایران درمجموع، رابطه ای با فیلم های من ندارد. آنها علاقه خاصی به آنها ندارند، شاید این نوع سینما چندان مورد علاقه آنها نیست.از سوی دیگر خود من مطمئن نیستم که فیلم هایم نشان گر واقعیت زندگی در ایران باشند، ما جنبه های مختلف زندگی را نشان می دهیم.ایران کشور بسیار بزرگ و گسترده ای است و گاه حتی برای ما که آنجا زندگی می کنیم درک برخی واقعیات بسیارسخت است.اما درکل،حکومت با مقولات مهم تری دست به گریبان است و شاید بتوان گفت که این فیلم ها درحقیقت برای آنها وجود ندارند.بحث این نیست که آیا آنها از این فیلم ها خوششان می آید یا نه بلکه اساسا این مساله برایشان بی اهمیت است&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;پرسش 6:من پرسشی داشتم درباره نقل قولی که در روی جلد کتاب آلبرتو النا دیده می شود.ژان لوک گدارجمله معروفی دارد:« فیلم با د.و.گریفیث شروع می شود و با عباس کیارستمی خاتمه می یابد.»نظرتان در این باره چیست؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;A onblur=&quot;try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}&quot; href=&quot;http://photos1.blogger.com/blogger/2239/969/1600/0863565948.01.LZZZZZZZ.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی:این فرصت بسیار خوبی است که دراین باره صحبت کنم و فکر می کنم ژان لوک گدار بسیار خوشحال خواهد شد از اینکه در مورد نظرش توضیح بدهم.اظهار نظر گدار شش هفت سال پیش بیان شد پس از آنکه من زندگی و دیگر هیچ را ساختم. بنابراین اگر این کتاب شش هفت سال پیش منتشر شده او بسیار خوشحال خواهد بود.در هر حال او دیگراعتقادی به این گفته ندارد. و حالا در هر مصاحبه ای با خونسردی اظهارنظرشیطنت آمیزی درباره من می کند، بنابراین فکر نمی کنم که او دیگر هیچ اعتقادی به این حرف داشته باشد. بنابراین من از طرف خودم آنچه را او گفته اصلاح می کنم و امیدوارم او از آنچه گفته ام راضی باشد.فکر می کنم من به ویژه با ده دارم سینما را ازمسیرش خارج می کنم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جئوف اندرو: باید خاطر نشان کنم که یکی از همکاران من هفته قبل با ژان لوک گدار مصاحبه کرد و از او همین را پرسید و با توجه به این تغییر موضع فکر نمی کنم او یکی از فیلم های شما را درچند سال گذشته دیده باشد. اوگرچه موضع خود را حفظ نکرده اما حقیقتا باید چنین می کرد. بسیار خوب، در این جا مجبوریم پرسش ها را پایان دهیم و به آنتونی مینگلا رییس کانون فیلم بریتانیا خوشامد بگوییم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;آنتونی مینگلا:هنگامی که ریاست کانون فیلم بریتانیا را به عهده گرفتم نمی دانستم چه میزان از وقتم صرف این خواهد شد که تلاش کنم دلیلی وجودی برای کانون فیلم بریتانیا بیابم: این که هدف کانون چیست، چرا وجود دارد و چرابه بودجه نیاز دارد. و آنگاه مواردی چون مراسم امشب پیش می آید که ضمن آن فیلمی فوق العاده می بینیم وبه سخنان یک استاد سینما گوش می سپاریم و بدین سان همه این موارد بهتر نمود می یابند.امید داشتم همه آنها که باید بودجه کانون را تامین کنند امشب می توانستند درجمع ما باشند اما ما به جای آنان به همه دوستان ایرانی مان خوش آمد می گوییم&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;هدف وجودی بی اف آی[کانون فیلم بریتانیا] ارج گذاشتن به همه شاعران سینما از گذشته تا امروزاست. ما امشب به وضوح یک شاعر بزرگ سینما را درکنار خود داریم. یک سنت بسیارمهم بی اف آی دادن جوایز است و من گمان می کنم یکی از بزرگ ترین وظایفی که در بی اف آی بر دوش دارم برآوردن این آرمان بر پایه و بنیانی قاعده مند است اما این نخستین موردی است که من در دوران تصدی ام به انجام می رسانم.من این جایزه را نه از طرف خود بلکه از طرف مدیر عاملان بی اف آی اعطا می کنم که به اتفاق آرا رای دادند تا جایزه کانون فیلم بریتانیا رابه عباس کیارستمی اعطا کنیم. این افتخار و سعادت بزرگی است و من آن را از طرف همه کسانی که در بی اف آی کار می کنند و به فیلم و دنیای سینما ومهارت بزرگی که در سینمای جهان وجود دارد توجه دارند اعطا می کنم. اوهنرمند و شاعر بزرگی است. و من گاه می اندیشم که اگر ساموئل بکت فیلم هایی می ساخت آنها را همان گونه می ساخت که کیارستمی می سازد. بنابراین این برای من افتخاری است که این جایزه را به شما اعطا کنم عباس&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عباس کیارستمی:خیلی متشکرم.دریافت چنین جایزه ارزشمندی مایه بسی خرسندی و افتخاراست به ویژه از دست شما&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 130%&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;منبع :&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://cinedoc.blogspot.com/&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;http://cinedoc.blogspot.com/&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jun 2008 09:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pariarahimi&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>pariarahimi</dc:creator>
<guid>http://pariarahimi.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان منتخب استان تهران</title>
<link>http://pariarahimi.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;هجوم گنجشک ها&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;        &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;دیشب&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;خوابی دیدم که &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;خیلی &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;وحشتناک بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;گنجشک ها حمله کرده بودند... به شهرمان .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;وای...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;اصلا نمی خواهم چیزی در موردش بنویسم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;، ولی باید به مردم بگویم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;دفعه پیش دقیقا وقتی قرار بود جشن تولد 5 سالگیم را بگیرند برای اولین بار این خواب را دیدم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;ودیشب دومین بار بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;20 سال پیش خوابم را تعریف کردم ولی کسی محل به حرف پسر بچه ای 5 ساله نمی گذاشت .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;20 سال پیش وقتی من 5 ساله بودم گنجشک ها حمله کردند ، گنجشک هایی از نسل دایناسور ها . آن ها همه چیز ما را ویران کردند. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;مادرم ، خواهرم و برادرم که 3 ماه بیشتر نداشت تکه تکه شدند. گنجشک ها &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;، آن خون آشام های ویران گر، آن ها را ، خانه یمان را ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;دوستانم را و خویشان دوستانم را سلاخی کردند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;من ماندم و پدرم و تنی اندک از دیگر اهالی شهر سحر شده یمان .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;بعضی دیوانه شدند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;برخی مثل پدر من مریض شدند. پوستشان قرمز شد ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;موهایشان ریخت ، ناخن هایشان افتاد و تاول های سیاح کل وجودشان را درنوردید . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;با کوچک ترین تکانی در حنجره کشی خود همت می گمارد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;و فقط من ماندم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. که کاش نمی ماندم ! کاش دیوانه می شدم ! کاش تفرج گاه تاول ها بودم ، ولی فقط من سالم ماندم و مثل دیگر کسان پابند این شهر شدم . پایبند پدرم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. هر شب برایم از مدارا می گوید ، از پیمان نشکستن و آیین ها و سنت های مسخره یمان را حفظ کردن . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;از مورمون ها&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; style=&quot;mso-footnote-id: ftn1&quot; href=&quot;http://www.blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn1&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-special-character: footnote&quot;&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; می گوید از آمیش ها&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; style=&quot;mso-footnote-id: ftn2&quot; href=&quot;http://www.blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn2&quot; name=_ftnref2&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-special-character: footnote&quot;&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;[2]&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt; و از اجداد طایفه ی خودمان ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;که عهد بسته اند با هیچ گروه انسانی جز خودشان در تعامل نباشند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;و دیشب دوباره آن خواب را دیدم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;یعنی باز هم . ..&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;1/1/1521&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;         &lt;/SPAN&gt;امروز صبح هوا کاملا &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;روشن بود. کنار پنجره نشسته بودم .&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;چایم را می نوشیدم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;، که به یک باره هوا تاریک شد . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;فکر کردم لابد کسوف است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;سرکی کشیدم تا نقاب کشیدن خورشید را ببینم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;، که دیدم نه ! &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;در آن دوردست ها بر جلوی خورشید سپاهی آراسته از گنجسک ها صف کشیده اند . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;گنجشک ها&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;دارند می آیند !&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;بلند شدم . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;خواستم مردم را خبر کنم که دیدم همه یا بیمارند یا دیوانه و حتما خودشان نیز این صحنه را دیده اند . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;پس شروع کردم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. شیشه ی پنجره ها را شکستم و به جایشان چند الوار کوبیدم بر در نیز .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;با این حال پدرم را با مشقت فراوان و به بهای آسیب رساندن به گوش هایم ( هر طور که بود ) به انباری کشاندم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. تا توانستم غذا جمع کردم . ماشین تایپم را هم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بردم . ولی آب &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;! آن را چه کار کنم ؟ انباری هیچ شیر آبی ندارد . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;اوووووووووووه &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;دیگر شب شده است&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و ذهنم خسته پس می روم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;تا مغزم را به کابوس ها بسپارم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;2/1/1521&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;         &lt;/SPAN&gt;امروز صبح با صدای سرسام آور جیک جیک کر کننده ی گنجشک ها بیدار شدم . صدایشان ثانیه ای&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;قطع نمی شد .هر لحظه هم بیشتر می شد. هر لحظه هم بیشتر می جوشید چشمه ی انتقام در وجودم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;عزمم را جزم کرده ام . انتقام می گیرم از گنجشک ها . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;آن ها بودند که مادر بزرگم را که تا همین چند سال اخیر در نهایت جنون من را تر و خشک می کرد ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;دیوانه کردند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;پدرم را بیمار.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;بردند مادرم را خواهرم را برادرم را ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;پیش همان کس که قبل از خواب و بعد از هر وعده غذا به خاطر نعمت هایی که به من ارزانی داشته است شکرش می کنم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;راستی او کیست ؟ شاید پدر هذیان گویم بداند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;ولی فعلا &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;این موضوع چندان هم مهم نیست . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;اوه &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;! راستی برای انباری یک چاه کندم . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;توانستم یک شعبه هم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;از شیر آب به انباری بکشانم . حالا یک جان پناه دارم .&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;جان پناه ؟ جان پناه دیگر چیست ؟ جایی که پناه جانم باشد ؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جان همان چیزی است&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;که می خواهم نباشد .&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;پس چرا برایش ... اوه &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;! خدای من ! &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;خدا ؟ خدا دیگر چیست ؟ آهان! همانی که قبل از خواب و&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بعد از هر وعده ی غذا شکرش می کنم به پاس تمامی نعمت هایش .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;3/1/1521&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;               &lt;/SPAN&gt;دیگر صدای وحشتناک بال زدن هایشان را هم می شنوم . همه جا تاریک است. همه جا خاک آلود است ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;آخر مرکبشان از جنس غبار و به رنگ خاکستر است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;چند کتاب در مورد پرندگان و چند کتاب در مورد دایناسور ها پیدا کردم . عده ای معتقدند دایناسورها زمانی منقرض&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;شدند که شی آتشینی از اجرام آسمانی بر زمین فرود آمد و نسلشان را از میان برد. عده ای دیگر بر این باورند که در پی کمبود غذا دایناسور ها تخم همدیگر را خوردند تا سیر شوند و به این دلیل منقرض شدند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;فرضیه ی آخر قدری نوید بخش است. من می توانم همه ی مردم را یک جای امن جمع کنم تا در امان باشند، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بعد گنجشک ها از گرسنگی به یک دیگر حمله ور می شوند و هم دیگر را برای حیات از بین می برند. ولی این نقشه ایرادات بسیاری دارد. اول این که ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;شاید گنجشکها پس از ناکامی در شهر ما به شهر های دیگر هجوم ببرند و خسارات شدیدتری از خوردن چند مریض و دیوانه به بار آورند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;دوم این که ، من چه گونه این همه دیوانه و مریض را نگهداری کنم ؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;وقتم هم بسیار کم است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;وای چه کار باید بکنم ؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;4/1/1521&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;            &lt;/SPAN&gt;بر آسمان شهر حول محوری فرضی در حال چرخشند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;جیک می زنند . دمهایشان در یکدیگر گیر میکند . صدای بال زدن هایشان می آید و صدای جیغ دیوانگان شهر که لحظه ای قطع نمی شود&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;خدا را شکر پدرم آرام است ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;یعنی چاره ای ندارد . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;تاول هایش به لبهایش رسیده اند و فقط گه گاهی دستمالی خیس می کنم و بر لبهایش می مالم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;خودم هم دیگر در انباری مانده ام . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;باید فکر انتقام را از سرم بیرون کنم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;نمی خواهم خودم هم قربانیشان باشم . شاید بهترین راه انتقام در امان ماندنم باشد. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;این جوری من تنها کسی هستم که طی دوبار یورششان هیچ بلایی سرم نیامده است. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بعد از این که برگشتند رخت سفر می بندم . از این شهر بیرون می زنم 20. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;سال از عمرم را تلف کردم . دیگر بس است ! &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بریده م از هرچه سنت است . آخر پدرم چه ؟ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;این مرد بیمار را چه کنم ؟ آخر او را که تکانی بس است برای پاره کردن پرده ی گوش . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;آه ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;در مورد بعد، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بعدا فکر می کنم . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;الان بهتر است آرام باشم و این کتاب های دعا را بخوانم که نمی دانم خطاب به کیست &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;ولی همین که من را حواله می دهند به باغ هایی با رود های روان و حوریان بس است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;5/1/1521&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;              &lt;/SPAN&gt;الان بالای سرمان هستند &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. یعنی در خانه . با نوک زدن های ممتدشان دیوار ها را سوراخ کردند . فکر می کنم یکی از گوش هایم از کار افتاده است . اگر آن یکی هم از کار بیفتد یا &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;تاول ها موقتا بر دهان پدرم بمانند ، می توانیم از شهر برویم . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;حسی به من می گوید که گنجشک ها رفتنی اند . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بعد از این که رفتند ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;می نشینم و کلی فکر می کنم در مورد خدا ، همان که گویا این کتاب های دعا خطاب به اوست &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. گاهی فکر می کنم ، شاید گنجشک ها را او فرستاده است . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;ولی زود از فکر خود پشیمان می شوم و حس بدی بهم دست می دهد . وای نه الان یک کدامشان دارد بر زمین خانه یعنی سقف همین انباری نوک می زند . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;اگر وارد شوند چه ؟ ! &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;باید دست به کار شوم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;و چند الوار هم بر سقف بکوبم . هوای تازه هم کم است . نفس کشیدن برایمان دشوار شده است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;6/1/1521&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;              &lt;/SPAN&gt;صدایشان کمتر شده است . نمی دانم این گوش های من هستند که نمی شنوند و یا نه واقعا در حال رفتنند ؟! اگر هم بروند دیگر جسمم را یارای آن نیست که از این انباری بالا بیایم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. به خصوص که این یکی دو روز اخیر بیشتر غذارا به پدرم خوراندم ( &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;با چه مصیبتی) . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;ولی در اصل می ترسم از مواجهه دوباره با اجساد تکه تکه شده &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. حتی روزنه های دیوار را پوشاندم ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;تا نتوانم نیم نگاهی را هم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;به بیرون از این جان پناه بی اندازم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;احساس پیروزی می کنم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. گنجشک ها من را نیافتند . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;نمی دانم چرا این چون این می شود ؟ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;چرا آن ها با من کاری ندارند &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;؟ دفعه پیش من و خواهرم در همین انباری با هم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;بودیم که اورا در برابر چشمان من تکه تکه کردند و از من به سادگی گذشتند &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. گویی اصلا من را ندیده بودند . حالا هم چه راحت به جای صرف اندک تلاشی از خیرم گذشتند . حکمتش را خواهم یافت .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;7/1/1521&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;             &lt;/SPAN&gt;الان دو هفته ای است که از آن گورستان بیرون زدیم . همه مردم شهرمان بعد از گنجشک ها خوراک لاشخور ها شدند. دریکی از شهر های پیشرفته هستیم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. پزشکان در حال بررسی بیماری پدرم هستند . حالا دارم سعی می کنم همه خاطرات گذشته را فراموش کنم . دلم می خواهد بروم دنبال جواب سوال هایم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;. می خواهم زندگی کنم . &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;زن...ده...گی !&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;21/1/1521&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                                                                              &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                 &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پایان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;mso-element: footnote-list&quot;&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;
&lt;HR align=left width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV id=ftn1 style=&quot;mso-element: footnote&quot;&gt;
&lt;P class=MsoFootnoteText dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;A title=&quot;&quot; style=&quot;mso-footnote-id: ftn1&quot; href=&quot;http://www.blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftnref1&quot; name=_ftn1&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-special-character: footnote&quot;&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;mormon &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به اعضای&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;چندید&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;فرقه و مذهب مسیحی اطلاق می شود که مهمترین آن ها کلیسای قدیسین متاخر&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;(The Latter Day Saints )&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; است . ریشه ی این مذاهب به مذهبی می رسد که جوزف اسمیت در حدود 1830در ایالات متحده بنیان نهاد . جوزف اسمیت ، که فرزند یک کشاورز بود ، در سال 1827 ادعا کرد که فرشته ای به نام مورونی الواح زرین را به او داده است . او این الواح را به انگلیسی ترجمه کرد و به صورت کتاب دینی مورمون منتشر ساخت .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoFootnoteText dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;مورمون ها معتقد بودند که فرقه های مختلف دین مسیح از مذاهب راستین دور مانده اند . آن ها در ضمن معتقد بودند که کمال معنوی و در نتیجه مقام خداوند از طریق یک فرآیند تکامل معنوی قابل حصول است. مورمونها به بازگشت دوباره ی عیسی مسیح معتقد بودند و اعتقاد داشتند که این امر دوران صلحی هزار ساله را به دنبال خواهد داشت . هدف مورمون ها ساختن سرزمین موعود یا صهیون در غرب امریکا تحت رهبری پیشوایان بود که نه تنها درباره ی امور مذهبی بلکه در مورد امور زندگی روزمره ، از جمله مالکیت خصوصی و چند همسری ، تصمیم می گرفتند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn2 style=&quot;mso-element: footnote&quot;&gt;
&lt;P class=MsoFootnoteText dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;A title=&quot;&quot; style=&quot;mso-footnote-id: ftn2&quot; href=&quot;http://www.blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftnref2&quot; name=_ftn2&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-special-character: footnote&quot;&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;[2]&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;گروهی هستند که مکان زندگیشان امریکای شمالی است آن ها حامی تساوی در بهره مندی از مزیت ثروت هستند در روز چندین نوبت به عبادت در کلیسا می پردازند شغلشان دامداری است طبق عهد نامه ی بینشان کسی از اجتماعشان اجازه ی خروج از مکان زندگیشان را ندارد و به هیچ وجه اجازه ی ارتباط با دنیای خارج از زمین های مختص خودشان راندارند .&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoFootnoteText dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۲۰/۱۲/۸۶&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Jun 2008 19:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pariarahimi&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>pariarahimi</dc:creator>
<guid>http://pariarahimi.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شبه هایکو هایم</title>
<link>http://pariarahimi.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>خود را دوجا می بینم 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در چشمت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اشکش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لبانم داغ داغند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زندگی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;     و&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;         دیگر &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                  هیچ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چشمانش دیگر با من حرف نمی زنند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرا از باتلاق چشمانت  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیرون بکش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می خواهمت !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این را گوش راستم می گوید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صفلک &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلتنگ لالایی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قلب توست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می خواهد بر سینه ات&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                بخوابد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کرم خاکی جنی شده است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از وقتی در خاک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; لولیده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیگر غیبش زده است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن شب &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با چشمان آبی تو &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و ماه با آن سوسوی نور عاریه اش &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ماه و خورشید با هم ظهور کردند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در کلاس درسم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگاهم بر کتاب ادبیات&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مغزم غرقه در منجلاب واقعیت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;داروگ خواند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باران هم آمد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی هنوز همه چیز خشک است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 18 Mar 2008 19:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pariarahimi&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>pariarahimi</dc:creator>
<guid>http://pariarahimi.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه ای به محمد صالح علای جان</title>
<link>http://pariarahimi.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;اوخ! همین الان گوشه ی کاغذ انگشتم را برید .&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;یک کمی سوخت ولی مهم نیست. دست پر خراشم بدتر از این ها کشیده است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;خسته شده است از روزن گشودن برای خون از برکشیده شدن از نیام پشمینش در سرمای زمستان.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;آخه ، از عادات یومیمه :&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;دستم را ، تا جایی که ممکن هست ، تو صندوق نامه های واحد 14 می کنم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ولی خالیه ! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;بعد می روم سراغ برد اعلانات معمولا نامه ها را آن جا می گذارند&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ولی نه خبری نیست .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;      &lt;/SPAN&gt;کوله پشتی پر از کتاب درسیم ، یکهو ، پر می شود از کوهستان ولی من نمی شکنم می روم و همان شماره 13 را بر می دارم ، قدری به گلی زل می زنم ،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;تحسینش می کنم و صفحات زهوار در رفته اش را که خسته از نوازش هر روزه است ،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;ورق می زنم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;       &lt;/SPAN&gt;نشانی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;را به محمد صالح علا می شناسم . محمد صالح علای جان که اگر دو قدم مانده به صبح خواب هم باشم ، بیدار می شوم ،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;کمی می بینمش ، می شنومش و بعد می خوابم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;بار ها شنیده ام که گفتید : «من مهربان ترین آدم دنیا هستم » .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;نه ! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;شما دروغ گو ترین آدم دنیا هستید که می گویید من مهربان ترین آدم دنیا هستم که اگر بودید دخترکی چون من را در انتظار هر روزه ی نشانی نمی گذاشتید – این دیگر چه نوع مهربانی است - .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;      &lt;/SPAN&gt;از فرشتگی دم می زنید . این گونه اند فرشتگان ؟ که اگر این گونه باشند ، می برم از هرچه رب النوع و ملک و فرشته و فرشتگی . تاکی باید ؟ باید تاکی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;آب رو داری کنم ، برابر کسانی که می گویند پولت را بالا کشیده اند . دیدی پولت را دور ریختی و مشترک نشدی ؟ تا کی به سایتتان بروم و به ببینم که در دست عملیات است ؟ تا کی نشان نشانی را از کیوسک ها و کتاب فروشی ها و کافه ها بگیرم ؟ گاه می گویند نشریه ای که مدیر مسئولش محمد صالح علاست ... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;و این جا فقط من هستم که مبلغی سرخ و سیاه می شوم و می گویم : « نشریه تازه کار است ، راه می افتد – حالا می فرستند » «صالح علا این جور آدمی نیست » به مثابه زنی عمل می کنم که با وجود شوهر اوباشش بخواهد زندگی آب رومندانه ای را تظاهر کند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;       &lt;/SPAN&gt;گویی باور ندارید که خواننده دارید ، مشتاق دارید .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;خواهشی دارم ، دیگر بر جلد مجله تان ننویسید ماهنامه که ماه نامه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;تعریف مغایری دارد با آن چه شما می گویید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;       &lt;/SPAN&gt;آ... می توانید بنویسید : هر وقت دلمان بخواهد نامه .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;راستی نمره امور مشترکین را گرفتم من را حواله دادند به دو هفته دیگر 3 هفته دیگر شد نمره را از نو گرفتم این بار یک هفته ای دیگر آن هفته هم گذشت بعد از آن هم هفته ای پس از آن 7 روزی دیگر و&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                                                                                                &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;           &lt;/SPAN&gt;این داستان ادامه دارد...&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;      &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 18 Mar 2008 19:12:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pariarahimi&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>pariarahimi</dc:creator>
<guid>http://pariarahimi.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان منتخب منطقه  </title>
<link>http://pariarahimi.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خاطره ی رمضان&lt;A title=&quot;&quot; style=&quot;mso-footnote-id: ftn1&quot; href=&quot;http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn1&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-special-character: footnote&quot;&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;B style=&quot;mso-bidi-font-weight: normal&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;[1]&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;آخ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;! چشمتان روز بد نبیند . دو سه سال &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;پیش که روزه گرفتم دوم راهنمایی بودم البته بگویم روزه ی کامل. خب ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;تا قبلش که کله گنجشکی بود. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;یک لرزه و ضعفی کل وجودم را گرفت که داشتم الشهدم را می خواندم . یک دندان قروچه ای می کردم که فکر کنم چند میلیمتری از طول دندان هایم کم شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;بگذریم، مهم دو هفته پیش هست که تصمیم گرفتم دوباره روزه بگیرم . حدود دو سه ساعتی قبل از افطار خواب شیرین و عجیبی &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;من را فرا گرفت . شیرینی اش از این جهت که زیر نور انوار آن هم توی بالکن خانه ی عزیز جون ، خواب یک صفایی دارد ولی عجیب از این جهت که من در طول 2 ساعت خوابم ، خواب مردی را دیدم : میانه بالا – نورانی – با عبایی ساده و محاسنی حنایی همراه با کودکانی 5-6 ساله بر کنار خیمه ای رفت ، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;از افراد اطراف خیمه سوالی کرد و پاسخ شنید : &lt;B&gt;عبیدالله عمرجعفی &lt;/B&gt;! &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;انگشتی بر در خیمه زد و مردی بیرون آمد ، بالا بلند و آراسته به لباس های شکیل . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;دو مرد با هم خوش و بشی کردند. ( مرد نورانی ) شمشیر و اسبی اعلا از ( عبیدالله ) گرفت . باز چند کلامی با هم به گفت و گو پرداختند .&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;سپس ( مرد نورانی ) راه افتاد . آرام آرام تا با کودکان همراه خود همگام باشد . بچه ای زمین خورد. مرد برگشت او را بلند کرد و به بغل گرفت و با آرامش به راه خود ادامه داد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;پس زمینه ی این خواب را بیابانی عظیم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;، همراه با خیمه ها و پرچم های بسیار تشکیل می داد ، با آسمانی آبی و بدون ابر تنها خورشید در آسمان دیده می شد که با تمام قوا بر زمین نور می تاباند . &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;بیدار شدم . صدای &lt;B&gt;الله اکبر&lt;/B&gt; مسجد را می شنیدم ، عزیزجون هم داشت می آمد تا مرا بیدار کند . گیج بودم . مدام آن خواب عجیب بر جلوی چشمانم بود . خدا را شکر آقا جونم روحانی است . من هم با خود فکر کردم که شاید او از خواب عجیبم سر در آورد . با خود می گفتم ، شاید خوابم تعبیری خاص داشته باشد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;منتظر ماندم تا آقاجون نماز و دعایش را بخواند. تلویزیون را خاموش کردم تا جلب سریال های ماه مبارک نشود. کنارش نشستم و خوابم را با تمام جزئیات برایش بازگو کردم . بعد از تمام شدن تعریفم ، لحظه ای چشمانش را بست، مهره ای از تسبیح در دستش به جرگه ی دانه های پشت دستش پیوست و گفت : &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;الله اکبر&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;قسم به حشمت جاه و جلال شاه شجاع / که نیست با کسم از بهر مال و جاه نزاع&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;دخترم اون مرد نورانی که تو خوابش را دیدی &lt;B&gt;سیدالشهدا&lt;/B&gt; بودند. آقا امام حسین &lt;B&gt;ان شاء الله&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;حافظت باشند ! &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;دخترم عبیدالله یکی از افراد متنفذ&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و غنی بود که از خوف تقابل با ابن زیاد جرئت الحاق به امام حسین را نداشت و هم قادر نبود علیه ایشان قرار بگیرد ولکن وقتی امام حسین از او طلب کمک کرد او هم به ایشان اسب و شمشیر قیمتی خود را می بخشد ولی بعدها نادم شد که چرا به امام نپیوسته.&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;حالا خوابی که شما دختر عزیزم دیده ای همین حکایت بوده .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;آقا جون دستش را برشانه ام گذاشت و سرم را بوسید و رفت. من هم در بهت پیچیده خود باقی ماندم. که چگونه بدون این که از این ماجرا خبری داشته باشم خوابش را دیده ام ؟!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;الله اعلم&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;mso-element: footnote-list&quot;&gt;&lt;BR clear=all&gt;
&lt;HR align=left width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;

&lt;DIV id=ftn1 style=&quot;mso-element: footnote&quot;&gt;
&lt;P class=MsoFootnoteText dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;A title=&quot;&quot; style=&quot;mso-footnote-id: ftn1&quot; href=&quot;http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftnref1&quot; name=_ftn1&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-special-character: footnote&quot;&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;[1]&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt; &lt;SPAN lang=AR-SA&gt;این داستان به هیچ عنوان حقیقت ندارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 18 Mar 2008 10:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=pariarahimi&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>pariarahimi</dc:creator>
<guid>http://pariarahimi.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
