تبليغاتX
The official weblog of Paria Rahimi

The official weblog of Paria Rahimi

جملات تحسین آمیز صرف که نقد خاصی ندارد یا نظراتی که سرسری و بدون مطالعه ی وبلاگ ثبت شده اند پاک میش

نامه ای به محمد صالح علای جان

     اوخ! همین الان گوشه ی کاغذ انگشتم را برید .

یک کمی سوخت ولی مهم نیست. دست پر خراشم بدتر از این ها کشیده است .

خسته شده است از روزن گشودن برای خون از برکشیده شدن از نیام پشمینش در سرمای زمستان.

     آخه ، از عادات یومیمه :  دستم را ، تا جایی که ممکن هست ، تو صندوق نامه های واحد 14 می کنم  ولی خالیه !

بعد می روم سراغ برد اعلانات معمولا نامه ها را آن جا می گذارند  ولی نه خبری نیست .

      کوله پشتی پر از کتاب درسیم ، یکهو ، پر می شود از کوهستان ولی من نمی شکنم می روم و همان شماره 13 را بر می دارم ، قدری به گلی زل می زنم ،  تحسینش می کنم و صفحات زهوار در رفته اش را که خسته از نوازش هر روزه است ،  ورق می زنم .

       نشانی  را به محمد صالح علا می شناسم . محمد صالح علای جان که اگر دو قدم مانده به صبح خواب هم باشم ، بیدار می شوم ،  کمی می بینمش ، می شنومش و بعد می خوابم .

بار ها شنیده ام که گفتید : «من مهربان ترین آدم دنیا هستم » .

نه !

شما دروغ گو ترین آدم دنیا هستید که می گویید من مهربان ترین آدم دنیا هستم که اگر بودید دخترکی چون من را در انتظار هر روزه ی نشانی نمی گذاشتید – این دیگر چه نوع مهربانی است - .

      از فرشتگی دم می زنید . این گونه اند فرشتگان ؟ که اگر این گونه باشند ، می برم از هرچه رب النوع و ملک و فرشته و فرشتگی . تاکی باید ؟ باید تاکی  آب رو داری کنم ، برابر کسانی که می گویند پولت را بالا کشیده اند . دیدی پولت را دور ریختی و مشترک نشدی ؟ تا کی به سایتتان بروم و به ببینم که در دست عملیات است ؟ تا کی نشان نشانی را از کیوسک ها و کتاب فروشی ها و کافه ها بگیرم ؟ گاه می گویند نشریه ای که مدیر مسئولش محمد صالح علاست ...

و این جا فقط من هستم که مبلغی سرخ و سیاه می شوم و می گویم : « نشریه تازه کار است ، راه می افتد – حالا می فرستند » «صالح علا این جور آدمی نیست » به مثابه زنی عمل می کنم که با وجود شوهر اوباشش بخواهد زندگی آب رومندانه ای را تظاهر کند .

       گویی باور ندارید که خواننده دارید ، مشتاق دارید .

خواهشی دارم ، دیگر بر جلد مجله تان ننویسید ماهنامه که ماه نامه  تعریف مغایری دارد با آن چه شما می گویید.

       آ... می توانید بنویسید : هر وقت دلمان بخواهد نامه .

راستی نمره امور مشترکین را گرفتم من را حواله دادند به دو هفته دیگر 3 هفته دیگر شد نمره را از نو گرفتم این بار یک هفته ای دیگر آن هفته هم گذشت بعد از آن هم هفته ای پس از آن 7 روزی دیگر و

                                                                                                           این داستان ادامه دارد...     

86/12/28 |

این وبلاگ متعلق به پریا رحیمی می باشد
paria_artist7e@yahoo.com

موضوعات

autobiography

gallery

my literary works

Café Blog

پيوندهاي روزانه

سینما ما

مطالب اخير

تک مضراب

ما مسلمانیم می توانیم / چه گونه جهانی شویم ... ( اثر برگزیده ی شهر تهران در همایش ملی ما می توانیم )

2 هایکوی جدید

یادداشت گلشیفته فراهانی درباره زندگی و بازیگری در نشریه مشق آفتاب

نقدی بر رمان و فیلم بادبادک باز

گفت و گو با عباس کیارستمی

داستان منتخب استان تهران

شبه هایکو هایم

نامه ای به محمد صالح علای جان

داستان منتخب منطقه

پيوند ها

خوشبختی مثل آدامس چسبیده به آستین کتم (محمد صالح علا )

سال های تاکنون

ناگفته ها

ورای قلم

خواندنی های ناب

بهرام رادان عاشق عصیان

دبیرستان و پیش دانشگاهی فرهنگ

سارا ناصرنصير

شیرین ترین واژه ها

spotlight

عمو بهرام و دايي علي

انجمن دوست داران احسان طبری

رویا بارون

یا مهدی دوستت دارم

sunbito

شبگویه

ندا عظیمی

بهرام رادان

Cigar ~ سیگار

گل شیفته

رضا یزدانی

عرفان کارن

Bahram Radan

ماه هفت شب

Yashar Lavaee's weblog

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme